تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
زيارت امير المؤمنين وارد شده ، از ايشان نقل شده است . در جلد پنجم با اسناد به على بن محمد قاسانى از ايشان روايت كرده مىگويد : به سال دويست و سى و يك كه مدينه بودم براى ابو الحسن سوم ( ع ) نوشتم : فدايت گردم مردى به كسى دستور داد كه كالايى يا چيز ديگرى برايش خريدارى كند او نيز خريدارى كرد ولى از او دزديدند يا اينكه راهزنان غارتش كردند حال سؤالم اينست كه اموال دزدى شده از اموال دستور دهنده بوده يا از اموال دستور گيرنده ؟ حضرت سلام اللّه عليه نوشتند : از اموال دستور دهنده . و در جلد ششم با اسناد به حمدان بن اسحاق روايت شده كه گفته است : فرزندى داشتم كه ادرارش بند مىآمد به من گفتند : درمانش اينست كه موضع بند آمدن را بشكافى . با انجام اين كار بچه مرد . به من گفتند خون فرزندت به پاى تست . در اين باره با امام هادى ( ع ) مكاتبه كردم حضرت نوشت : گناهى در اين باره متوجه تو نيست تو مىخواستى درمانش كنى ولى اجل كودك رسيده بود . و در بخش « تجمل » جلد ياد شده با اسناد به ابو هاشم جعفرى روايت شده كه گفت : به حضور امام هادى ( ع ) رسيدم ، كودكى از فرزندانش ، گلى به ايشان داد حضرت آن را گرفت و بوسيد و بر چشمان خود گذارد و سپس آن را به من داد و فرمود : اى ابو هاشم هر كس گلى يا شاخه گياه خوشبويى بگيرد و آن را ببوسد و بر روى دو چشمش بگذارد و آنگاه بر محمد و آل محمد درود بفرستد خداوند به تعداد پشته‌اى ريگ برايش حسنه منظور مىكند و به همين تعداد از گناهانش ، در مىگذرد . و در بخش « الحدود » جلد هفتم با اسناد به جعفر بن رزق اللّه روايت شده كه مىگويد : مردى نصرانى ( مسيحى ) را پيش متوكل آوردند كه با زن مسلمان ، همبستر شده بود وقتى متوكل مىخواست حد شرعى را بر او جارى سازد اسلام آورد . يحيى بن - اكثم گفت : شرك و عمل او ايمانش را بر باد داده است و يكى از ايشان گفت كه بايد سه بار حد بر او جارى شود در حكم او ، نظريات مختلفى داده شده متوكل دستور داد با امام هادى ( ع ) مكاتبه شود و نظر ايشان را در اين باره جويا شوند . امام پس از خواندن نامه چنين پاسخ داد : آن قدر بايد ضربه بخورد تا بميرد . يحيى بن اكثم و ديگر فقهاى ( دربار ) نپذيرفتند و گفتند : اى امير المؤمنين قرآن چنين چيزى نگفته و در سنت رسول خدا ( ص ) نيز نيامده است . متوكل براى حضرت نوشت كه فقهاى مسلمان نظر شما را نپذيرفتند و مىگويند در قرآن و سنت چنين چيزى نيامده است حال روشن كنيد كه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 478 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس