تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
به جانشين خود مىكند ، در اين مورد تصريح كرد و به علاوه متون كلى از طريق پيامبر در مورد امامت دوازده امام به نام ، از امامت ايشان حكايت دارد . در كافى با سند به اسماعيل بن مهران آمده كه گفته است : وقتى كه امام جواد در نخستين خروج خود از مدينه به سوى بغداد مىرفت به ايشان گفتم : فدايت گردم من بر تو بيم دارم پس از تو به چه كسى مراجعه كنيم ؟ صورتش را به من گرداند و خنده كنان فرمود : آنگونه كه گمان برده‌اى من در اين سال نمىميرم . و هنگامى كه براى بار دوم عازم بغداد بود به حضورش رسيدم و گفتم : فدايت گردم تو اينك بيرون مىروى به ما بگو كه پس از تو به كه مراجعه كنيم . حضرت آنچنان گريه كرد كه محاسنش تر شد و سپس رو به من نموده فرمود : در اين سفر ، بيمناك هستم پس از من فرزندم على ، جانشين است . همچنين از حسين بن محمد به نقل از خيرانى به نقل از پدرش كه از ملازمان امام هادى و خدمتكاران ايشان بود روايتى نقل شده كه از سوى امام جواد در مورد امامت فرزند خود ، هادى ، تصريح شده است و آن را پدر خيرانى و ابو جعفر اشعرى احمد بن محمد بن عيسى روايت كرده‌اند و در اين روايت آمده كه خيرانى مىگويد : وقتى امام جواد وفات يافت پدرم از منزلش بيرون نرفت تا اينكه حدود چهار صد نفر را ( نسبت به درخواست بيرون آمدن ) جواب رد داد بزرگان قبيله براى گفتگو دربارهء اين موضوع نزد محمد بن الفرج گرد آمدند محمد بن الفرج براى پدرم نوشت كه آنها نزد او جمع آمده‌اند و اگر بيم برملا شدن نبود خود به اتفاق آنها نزدش مىآمد و از وى خواست كه نزد آنها بيايد پدرم سوار بر مركب خود شد و نزد آنها رفت . به پدرم گفتند : در اين باره چه مىگويى ؟ پدرم به حاضران گفت : رقعه‌ها را بياوريد . آن حضرت متن وصيت را بر ده رقعه نوشته و آنها را به رؤساى قبايل داده بود . رقعه‌ها را حاضر آوردند به ايشان گفت : اين همان چيزى است كه از من مىخواستيد ، يكى از حاضران به او گفت : ما دوست داشتيم كه در اين مورد شاهد ديگرى نيز داشتى . به ايشان گفت : خداوند عز و جل او را نيز در ميان شما آورده است اين ابو جعفر اشعرى است كه به شنيدن اين نامه گواهى مىدهد و از او خواست نسبت به آنچه مىداند گواهى دهد . ابو جعفر اشعرى منكر آنچه شنيده بود شد پدرم او را به مباهله فرا خواند وقتى اين كار صورت گرفت گفت : من آن را از امام جواد شنيدم و اين كرامتى از ايشان است و خوش داشتم كه مردى از عرب و مردى از عجم بر آن گواهى دهند ابو جعفر اشعرى عرب و خيرانى فارس بود .