چاهى براى ديگران كند خودش در آن مىافتد و هر كس وارد جاهاى شك برانگيز شود ، متهم مىگردد . فرزندم از خوار شمردن مردان برحذر باش كه خوار مىگردى و سخن حق را به سود تو يا به زيانت باشد بر زبان آر ، كتاب خدا را تلاوت كن ، در سلام گفتن پيش قدم باش ، به نيكيها امر و از زشتيها ، نهى كن . با كسى كه قطع رابطهات كرده رابطه برقرار كن و به آن كس كه از تو چيزى خواست اجابتش كن . زنهار كه متعرض عيبهاى مردم نگردى كه چنين كسى انگشتنما مىشود و اگر در پى جود و كرم برآمدى ، معدن آن را درياب كه كرم و سخا را نيز معدنهايى است و معدنها ، رشتههايى دارند و هر رشته شاخههايى و هر شاخه ميوههايى دارد .
فرزندم اگر به ديدار كسى مىروى تنها نيكان و نه نابكاران را زيارت كن كه نابكاران ، سنگهايى هستند كه آبى از ميان آنها برنمىآيد و درختانى هستند كه برگشان سبز نمىشود و زمينىاند كه بوتهاى نمىروياند و از امام رضا ( ع ) آمده كه فرمود :
پدرم تا لحظه مرگ ، اين سفارش را آويزهء گوش خود قرار داد .
و آنچنان كه در روايت كلينى در كافى آمده فرمود : احتكار كردن در زمان فراخى چهل روز و در زمان سختى و رنج سه روز ( جايز ) است در فراخسالى اگر مدت احتكار از چهل روز تجاوز كرد صاحبش ملعون است و در تنگ سالى نيز اگر از سه روز بيشتر شد ، ملعون است .
و در مواقعى كه مردم نيازمند بودند و به سختى زندگى مىگذراندند به خدمتكار خود مىفرمود : برايمان جو بخر و با غذايمان مخلوط كن كه من خوش ندارم درحالىكه مردم غذاى نامرغوب مىخورند ، ما غذاى خوب بخوريم .
و ابو جعفر فزارى از ايشان روايت مىكند كه بردهء خود به نام مصادف را فرا خواند و هزار دينار به وى داد تا با آن تجارت كند و به او فرمود : آماده عزيمت به مصر شو كه نانخورهاى من زياد شدهاند . مىگويد كالاهايى براى خود خريد و همراه بازرگانان عازم مصر شد در راه به كاروان بازرگانانى كه از مصر بيرون آمده بودند برخوردند و از ايشان دربارهء وضع كالاهايى كه با خود دارند در مدينه پرسيد ، گفتند :
كالاهاى عمومى است و مورد نياز همهء مردم . به اطلاعشان رساندند كه در مصر چيزى از اين كالاها يافت نمىشود . بنابراين بازرگانان مدينه هم قسم شدند تا به كمتر از 100 درصد سود ( يعنى هر دينار به يك دينار ) نفروشند . و تجارت خود را نيز با همين سود فروختند و به مدينه بازگشتند . مصادف نزد امام صادق ( ع ) رفت و با خود دو كيسه هر
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٠١