به استهزا مىگيرند اينان كسانى هستند كه در آخرت چيزى نمىبينند و روز قيامت خداوند با آنها سخن نمىگويد و عذابى دردناك در انتظارشان است .
اى فرزند جندب ! براى خدا عشق بورز و براى خدا خشم گير ، در توانمندى غره مشو و در مستمندى بىتابى نكن و تندخو مباش كه مردم نزديك شدن به ترا خوش نخواهند داشت و چندان سستى نيز نشان مده كه هر كس ترا شناخت تحقير مىكند و كسى را كه فرو دست تست مسخره مكن و در هر كارى ، با خبرگانش ، نزاع مكن و از نادانان ، حرف مشنو و با آنكه قطع رابطهات كرده رفت و آمد كن و به آنكه محرومت ساخت بده و به كسى كه به تو بدى كرده نيكى كن و بر آن كس كه دشنامت داد سلام كن و با كسى كه دشمنىات ورزيده به انصاف رفتار كن و كسى را كه بر تو ستم روا داشته ببخش همانگونه كه دوست دارى بر تو ببخشايد . اى فرزند جندب ! در برابر ديدگان مردم به كسى صدقه مده تا ترا مورد ستايش و ارج قرار دهند كه اگر چنين كردى پاداش خود را گرفتهاى ولى اگر چيزى با دست راست خود دادى دست چپت را از آن آگاه مكن چرا كه كسى كه در نهان برايش صدقه مىدهى ، آشكارا پاداشت مىدهد .
و ديگر سفارشها و پندهايى كه به دوستانش داده و نمايانگر اخلاق اسلامى است كه اهل بيت ( ع ) بدان متصف هستند و امام ( ع ) سعى مىكرد طى سفارشها و راهنمائيهايش به دوستانش و ديگران ، با اخلاق و آداب و ارزشهاى و الا در كردار خود بيش از گفتار اسلام را تجسم بخشند و از جمله مبلغان ساكت آن باشند .
و در حلية الاولياء به نقل يكى از راويان آمده كه گفته است : بر امام جعفر بن محمد وارد شدم فرزندش موسى نيز كه وصى وى بشمار مىرفت ، در كنارش بود آنچه هنوز به خاطرم مانده اينكه آن حضرت فرمود : فرزندم سفارش مرا بپذير و سخنم را به خاطر بسپار كه اگر آن را به خاطر سپردى زندگى سعادتمندانه خواهى داشت و نيك نام مىميرى . فرزندم ! هر كس به قسمت خدا خشنود بود بىنياز گرديد و هر كس چشم به آنچه نزد ديگران است دوخت تنگدست مىميرد . و هر كس از آنچه خدا به وى داده راضى نباشد در قضاى الهى ترديد روا داشته است و هر كس لغزش خود را كوچك شمارد لغزش ديگران را بزرگ مىبيند و هر كس لغزش ديگران را خوار شمارد لغزشهاى خود را بزرگ مىشمارد . فرزندم ! هر كس پرده از كار ديگران برگيرد ناديدنيهاى خانهاش ، برملا گردد و هر كس شمشير نابكارى بدست گيرد خود نيز كشته مىشود و هر كس
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٠٠