از سختگيرى با برادران مسلمان خود و تنگنا قرار دادن آنها بپرهيزيد كه پدر ما رسول خدا ( ص ) مىفرمود : مسلمان آن نيست كه مسلمان ديگرى را در تنگنا قرار دهد و هر كس فرد در تنگنا گرفتهاى را يارى رساند خداوند او را در روز قيامت و آنگاه كه دستيار و پناهى جز او نيست ، دستيارى مىكند و پناه مىدهد . و بدانيد كه ميان خدا و هر يك از آفريدههايش نه ملك مقربى و نه نبى مرسلى و نه جز آن مگر طاعت ايشان نسبت به او ، وجود ندارد .
عنوان البصرى يكى از ياران مالك بن انس بود كه به امام صادق ( ع ) پيوسته بود از جمله سفارشهايى كه امام به او كردند اين بود كه : اگر خواهان دانش هستى بيش از هر چيز حقيقت بندگى را در خود جستجو كن . عنوان البصرى گفت : حقيقت بندگى چيست اى ابا عبد اللّه ؟ فرمود : سه چيز است : اينكه بنده ، ملكى جز آنچه خدا به او واگذار كرده ، براى خود نبيند زيرا بندگان ملكى از آن خود ندارند و مال را مال خدا مىدانند و همانجا كه خدا فرمان داده ، قرارش مىدهند . و اگر بنده در آنچه كه خدا در اختيارش گذارده ملكى براى خود نبيند انفاق آن در آن راههايى كه خدا فرمان داده برايش آسان است . و اينكه تدبير و سرنوشتى براى خود ، در نظر نگيرد و اگر سرنوشت خود را به پروردگارش سپرد رنجها و مصيبتهاى دنيا بر او آسان مىگردد و اينكه به آنچه خدا فرمان انجامش را داده و آنچه كه انجامش را منع كرده ، بپردازد و وقتى چنين كرد و تنها در اين انديشه بود نيازى به ريا كارى و مباهات با مردم ندارد . چنانچه خداوند بندهاى را به اين سه ويژگى ، مزين فرمود ديگر دنيا برايش آسان مىگردد و از باب فخر و فزون خواهى آن را نمىطلبد و ارج و مقامى را در ميان مردم ، نمىخواهد .
به ايشان گفت : فرزند رسول خدا ، مرا پندى ده . فرمود : ترا به 9 چيز سفارش مىكنم كه اين 9 چيز سفارش و پند من به كسى است كه راه خداى را مىجويد و از خداوند مىخواهم تا توفيق انجام آنها را نصيبت گرداند ، سه تا از آنها در رياضت نفس و سهتاى دوم در بردبارى و سهتاى آخر در علم است آنها را بخاطر بسپار و زنهار كه دستكمشان نگيرى .
اما آنها كه در رياضت و خوددارى نفس هستند اينكه هرگز آنچه را اشتها ندارى نخورى كه باعث حماقت و بلاهت مىگردد و جز به هنگام گرسنگى ، مخور و اگر خوردى ، حلال و به نام خداوند متعال بخور و حديث پيامبر ( ص ) را ياد آر كه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٩٦