تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و حضور داشتند پى گرفتند ؛ اين جريان كه كاخهاى خلفا ، حكام و كارگزاران را در خود فرو گرفته بود بيشتر مسلمانان را تحت تأثير خود گرفته بود و آنها نيز بنا به « الناس على دين ملوكهم » غرق در لذتهاى مادى و وسوسه‌هاى دنياى و ارتكاب همه گونه منكرات شده بودند . حكام اموى ، شيوهء خشونت و شكنجه و ظلم و كشتار بىگناهان و نيكان و حيف و ميل اموال را براى پاىگيرى حكومتشان و در راه كاخها و شهوترانىهايشان ، در پيش گرفتند . علويها و شيعيان علوى بيشترين بهره از اين سياست وحشيانه را ، تحمل كردند زيرا تنها گناهشان اين بود كه آنها از پيوند عميقى با مردم برخوردار بودند و شايستگى جانشينى پيامبر خدا ( ص ) در آنها وجود داشت ؛ امام محمد باقر ( ع ) نيز آنچنان كه در شرح نهج البلاغه آمده در سخنانى براى گروهى از يارانش ، به اوضاع آن زمان پرداخته و حكام آن زمان و خشونتشان را در مورد شيعه و نيز خونريزيهاى آنان و بالاخره وجدانها را به منظور افشاندن دروغ و جعليات در سخنان پيامبر ( ص ) ، به تصوير كشانده است و طى اين گفته‌ها به نقشى كه حجاج بن يوسف با شيعه داشت و آنان را مورد اذيت و آزار و شكنجه و تعقيب قرار داد و همه گونه عذابى را نسبت به آنها روا داشت اشاره مىكند كه طى اين اوضاع كار بدانجا مىرسد كه آدمى آرزو مىكند به او زنديق و ملحد گفته شود ولى برچسب مؤمن شيعه وارد نيايد . در اين فضاى آميخته با ظلم و فساد امام محمد باقر پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش در حالى دار فانى را وداع گفت كه تنها چهل سال عمر داشت و پس از وى همچنانكه گفتيم مدت هيجده سال زنده ماند و نسبت به شيعيان پدرانش و ستمديدگان و مستمندان و نيز نسبت به سرنوشت اسلام در صورت ادامهء روش جفاكارانهء آن حكام و طغيان آنها ، نگران بود و حوادث گذشته و برخوردهايى كه با پدرانش شده بود و خيانت و زبونى مردم در لحظات حساس به وى آموخته بود كه از سياست و سياستمداران خود را كنار كشد بنابراين با پرداختن به دفاع از اصول و بنيادهاى اسلامى و نشر تعاليم و احكام اسلام به خدمت به اسلام روى آورد و با فرقه‌هايى كه در انديشه و ستمگرىها - يشان منحرف شده بودند به مناظره مىپرداخت در زمان وى ، اسلام به خاور و باختر گسترش يافته بود و ملتهايى با سابقهء فرهنگى و تمدن و آبادانى ، تحت سلطهء آن درآمده بودند ، انقلاب سترگى در انديشه و تمامى شيوه‌ها و عوامل زندگى پديد آمده بود و گرايشها و ستمگريهايى كه الحاد و زندقه به همراه داشتند بروز كرده بود و چه بسا همان