در دعايى كه در حق ستمگران بر او مىفرمود
حضرت تنها بدان بسنده نمىكرد كه در حق آنها كه بر وى بدى روا داشته بودند نيكى كند بلكه از درگاه خداوندى براى ايشان طلب عفو و مغفرت مىكرد و مىفرمود :
پروردگار من ! آن كس كه در حق من بد كرده و خلاف آنچه شايسته بود ناشايسته آورده و بىآنكه از من پوزش بجويد زندگى را بدرود گفته و اكنون در دل خاك آرميده و دستش از دنيا كوتاه است و موجودى مستمند باشد ، گناهانش را بيامرز و مغفرت خود را از وى دريغ مدار ، من از آنچه در حق من به ناحق كرده گذشتم و تو نيز اين جريمت را بر وى مگير و چنان كن كه گذشت من پاكترين صدقه در راه تو باشد و مرا به درگاه تو نزديكتر سازد .
پروردگارا ! من ستم اين بنده ستمكاره را بخشيدهام و چنان خواهم كه در برابر اين بخشش رحمت واسعهء تو بهرهء من گردد .
پروردگارا من دربارهء اين موجود مستمند كه دستى از دعا كوتاه دارد دعا كردهام و در برابر اين دعا همىخواهم سعادت مرا نيز تأمين و تضمين فرمايى و به فضل خويش چنان كنى كه من و ظالم من هر دو در پيشگاه تو مغفور و مرحوم ( مورد رحمت قرار گرفته - شده ) شمرده شويم .
و با اين وجود ، خود را نسبت به حقوق مردم ، مقصر مىپنداشت و در اين مورد از درگاه خداوندى پوزش مىطلبيد و در برخى دعاهايش مىفرمود :
چنان مىافتاد اى پروردگار من كه مظلومى در برابر من شكنجه همىدهد و من دست دفاع به خاطر وى برنداشتهام و به ياريش برنخاستم اكنون از اين تقصير ، پوزش