همى طلبم و از تو همىخواهم كه مرا به يارى مظلومان برانگيزى و در دفاع از حقوق آنان كمك فرمايى . الهى چنان افتاد كه نيكوكارى در حق من نيكى كرده و من از اداى شكر ، لب فرو بسته بودم و ناشنوده كارى دربارهء من ناشايست آورده و بيدرنگ از كار زشت خويش پوزش خواسته اما من عذرش نپذيرفتهام و به پوزشش عنايت نكردهام چنان افتاد كه تهيدستى ، دست حاجت به سوى من دراز كرده و من نوميدش و بازگردانيدهام چنان افتاد كه مسلمانى بر گردن من حقى گذاشته ولى من در ايفاى حقش سستى ورزيدهام و آنچنان كه شايسته حق بوده ، احقاق نكردهام . چنان افتاد كه عيبى را در معيوبى شناختهام اما همچون جوانمردان ، عيبش را از ديدار ديگران ، نپوشيدهام . چنان افتاد كه به گناه گنهكارى پى بردهام ولى از وى دورى نگزيدهام حال از تو مىخواهم كه پشيمانى مرا از گناهانم ، توبهاى شكستناپذير بشمار و تصميم مرا به ترك معصيتها و لغزشها تشبيب فرماى چنان كن كه توبهء من و تصميم من محبت ترا به سوى من معطوف بدارد و رضاى ترا بهرهء من سازد اى آن كس كه توبهكنندگان را دوست مىدارى .
آن حضرت در خلوتهاى خود با خداوند متعال ، براى رزمندگان و مرزداران حاضر در مرزهاى اسلام با كشورهاى مشركين و كفار ، دعا مىفرمود و از خداوند متعال ، براى ايشان شكيبايى ، تأييد و پيروزى بر دشمنان اسلام را آرزو مىكرد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٧٧