زمين را زير پاى بنى اميه و همدستانشان به لرزه درمىآورد كوفه شاهد خيل آنها بود كه اسلحه بدست و مجهز در خيابانها و آباديهاى آن در رفت و آمد بودند و مردم را به توبه به درگاه الهى نسبت به برخوردى كه با حسين ( ع ) داشتند و نيز به همراهى آنها براى نبرد با ستمگران ، دعوت مىكردند .
در شب جمعه پنجم ربيع الآخر سال شصت و پنج هجرى در حالى كه آيهء فتوبوا الى ربكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم ( پس بدرگاه خدايتان توبه كنيد و خويشتن را بكشيد كه اين نزد پروردگارتان براى شما بهتر است ) را مىخواندند ، از كوفه خارج شدند و راه قبر امام حسين ( ع ) را پيش گرفتند .
وقتى به قبر شريف رسيدند يك صدا به گريه و زارى و عزادارى پرداختند و يك شب و يك روز را در آنجا ماندند و مىگفتند : پروردگارا ما فرزند دختر پيامبر خود را تنها گذارديم ما را ببخش و توبه ما را بپذير كه تو توبهپذير و مهربانى . ما ترا گواه مىگيريم كه سزاى قاتلانش را بدهيم و اگر بر ما ببخشايى و ما را رحم نكنى از زيان ديدگان خواهيم بود .
آنها قبر را به سوى شام ترك گفتند و بسيارى از كسانى را كه درگير نبرد در كربلا بودند پشت سر خود بجاى گذاردند . مروان بن الحكم پس از نشستن بر اريكهء قدرت ، ارتشى را به فرماندهى عبيد اللّه بن زياد از شام به قصد سركوب قيام در كوفه گسيل داشته بود طرفين در مكانى به نام « عين الوردة » به يكديگر رسيدند انقلابيون همچون موج از جان گذشته با آن هزاران جنگجويى كه از شام به فرماندهى ابن زياد روانه شده بودند برخورد كردند ميان آنها نبردهاى سختى درگرفت و در صورتى كه هرازگاهى كمك به لشكريان ابن زياد نمىرسيد چيزى نمانده بود كه ابن زياد و لشكريانش را از پاى درآورد آنها به نبرد خود ادامه دادند تا بالاخره تمامى آنها تا آخرين نفر ، در اين راه جان باختند و هم دربارهء آنهاست كه رعشى شاعر همدان ( قبيلهاى يمنى ) طى قصيدهاى طولانى در رثاى آنها مىگويد :
- پس از آن گروهى از شام روانهء آنجا شدند ؛ جمع بسيارى همچون موج دريا از هر سوى .
- هيچ يك از آنها جان سالم بدر نبردند و در نتيجه جز افرادى معدود و گروهى بسيار اندك نجات نيافتند .
- « اهل الصبر » همهشان به خاك و خون افتادند و به ميان باد صبا و اسبان
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٥٠