تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
در بين راه كه ميآمد سه عدد سنگ از راه برداشت و در تركش انداخت طالوت آن زره را به داود پوشاند ، درست به اندازه او بود . داود پوشيد و آمد در برابر جالوت در حالى كه جالوت سوار فيل بود و تاجى بر سر داشت و در پيشانىاش ياقوتى بود كه ميدرخشيد و لشكريانش هم در برابرش صف كشيده بودند . داود سنگى به ميمنه و قسمت راست لشكر جالوت انداخت و به آنها خورد و گريختند سنگ دوم را بجانب ميسره و قسمت چپ لشكر انداخت به آنان نيز اصابت كرد و فرار كردند سنگ سوم را به جانب خود جالوت پرتاب كرد به پيشانى جالوت خورد و تا مغزش فرو رفت و جسد بىجانش روى زمين قرار گرفت . بعضى گفته‌اند كه جالوت براى قضاى حاجت بيرون آمد كه داود بجانب او سنگى با فلاخن انداخت و آن سنگ بين دو چشم جالوت خورد و از پشت سرش بيرون آمد و نيز بر بسيارى از لشكريان سنگ خورد و آنان را كشت و جمعيت فرار كردند ( از وهب و بسيارى از مفسران )
« وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ »
و خدا هفت سال پس از كشته شدن جالوت به او سلطنت و قدرت داد ( از ضحاك ) و نيز خداوند به او مقام نبوت را عنايت فرمود در حالى كه قبل از كشتن جالوت ، نبى نبود پس خداوند دو مقام نبوت و سلطنت در يك شخص جمع كرده و بهنگام مرگ طالوت ، داراى هر دو منصب شد زيرا كسى كه مقام نبوت و پيامبرى ندارد نميتواند رياست و فرمانروايى بر پيامبر داشته باشد چون پيامبر جز به حق سخن نميگويد و خبر نميدهد و به ظاهر و باطن او اعتماد و اطمينان هست و بر غير پيامبر چنين اعتمادى نيست ( از حسن ) بعضى ميگويند جائز است شخص عادى كه مقام نبوت را ندارد رياست كند با وجود پيامبر ولى به اين شرط كه بامر و مشورت و دستور پيامبر كار كند .
« وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ »
خداوند مسائل مربوط بامور دين و آنچه ميخواست از امور مربوط به دنيا مانند زره ساختن به او آموخت پس آهن براى او مانند شمع نرم ميشد بعضى معتقدند كه منظور از جمله
« عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ »
ياد دادن زبور و حكومت بين مردم و
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 96 | الشيخ الطبرسي / ستوده / محمد مفتح