كلمه « من » براى تبعيض است .
عدهاى معتقدند كه فقط گناهان صغيره را خدا ممكن است محو كند و آنها استدلال به اين آيه ميكنند و از كلمه « من » كه به معناى « بعض » است فقط گناهان صغيره را مىفهمند .
اما بعقيده ما چون محو گناه ، « تفضل » و لطف خداست بنا بر اين ، اختصاص به گناهان صغيره ندارد بلكه ممكن است گناهان كبيره را هم محو كند ولى اگر كلمه « من » در آيه نبود چنين فهميده ميشد كه همه گناهان محو مىشود .
بعضى كلمه « من » را زائد گرفتهاند مانند جمله : « كل من طعامى و خذ من مالى ما شئت » يعنى هر چه ميخواهى از غذاى من بخور و از مال من بگير كه به معناى كلى است در آيه هم عموم و اطلاق است و ظاهرش همه گناهان مىباشد ولى وجه اول بهتر است .
احاديثى كه در اين باب وارد شده است :
1 - صدقه پنهانى فرو مىنشاند خشم خدا را و نابود مىكند گناه را هم چنان كه آتش آب را از بين مىبرد و هفتاد بلا را دفع مينمايد .
2 - هفت دستهاند كه خداوند در روزى كه هيچ سايهاى جز سايه او نيست آنها را سايه ميدهد :
( 1 ) پيشواى عادل .
( 2 ) جوانى كه در عبادت خدا بسر ميبرد و رشد مىكند .
( 3 ) مردى كه اگر از مسجد خارج مىشود قلبش متوجه مسجد است تا وقتى به آن باز گردد .
( 4 ) دو نفرى كه در راه خدا و براى خدا با هم دوستى ميورزند و با هم مىنشينند .
( 5 ) مردى كه زنى زيبا و داراى مقام او را به خود ميخواند ولى او ميگويد من از خدا مىترسم و به گناه آلوده نميشوم .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٦٧