كلمه « فضيلت » و تفضيل هميشه در مورد صورت اول به كار ميرود و اينكه خداوند بعضى از پيامبران را بر بعضى ديگر برترى داده بديهى است كه روى ايجاب مصالح و تدبير امور است نه دل بخواه و بدون حساب و مصلحت .
و كلمه « محاباة » در مورد صورت دوم به كار ميرود .
« مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ »
بعضى از اينان كسى است كه خدا با او سخن گفت .
« وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ »
و درجه و مقام بعضى از آنها را بالا برد . مجاهد ميگويد مقصود ، حضرت محمد است كه خداوند او را بر همه انبياء برترى داد و به او قرآن داد كه بديگر از انبياء نداد و اين قرآن معجزه ابدى و هميشگى است تا روز قيامت بر خلاف معجزات ديگر كه در زمانى آشكار شد و پايان يافت .
و خداوند محمد را خاتم پيامبران قرار داد و حكمت و مصلحت ايجاب مىكند كه پيامبر اشرف و افضل را پس از همه برانگيزد و آخرين و كاملترين برنامههاى بشرى و انسانى را بدست او براى مردم بفرستد .
« وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ »
و به عيسى بن مريم دليلها و حجتهاى روشن داديم مانند خوب كردن و شفا بخشيدن كور مادرزاد و مبتلايان به بيمارى برص و زنده كردن مردگان و خبر دادن از آنچه مردم ميخوردند و آنچه در خانههاى خود ذخيره ميكردند .
« وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ »
و او را به سبب روح القدس كمك نموديم . و قبلا در آيه 58 از اين سوره تفسيرش بيان شد .
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ »
و اگر خدا ميخواست كسانى كه پس از پيامبران يا بقول « قتاده - ربيع » پس از موسى و عيسى ( و ضمير جمع باعتبار خود آنها و پيروانشان است ) بودند با هم جنگ و خونريزى نميكردند يعنى خداوند ميتوانست آنان را به زور به ايمان وادار كند و از كفر بازدارد ولى چون تكليف با اجبار نيكو و ثمر بخش نيست و پاداش در صورتى صحيح است كه كار ، از روى اراده و اختيار انجام شده باشد نه از روى اجبار بنا بر اين خداوند چنين الزامى ندارد .