تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
: « اى پدر جان ! كه دعوت حق را اجابت كرد ، اى پدر عزيز كه پروردگارش او را به نزد خود برد ! » .

سخن عميق و قابل توجّه سيّد بن طاوس

عالم بزرگ تشيّع سيّد بن طاوس ( متوفى 664 ه . ق ) در كتاب كشف المحجّة خطاب به فرزند خود چنين مىگويد : از عجيبترين چيزى كه در كتب اهل تسنّن ديدم و طبرى آن را در تاريخ خود آورده مطلبى است كه مفاد آن اين است : « رسول خدا ( ص ) در روز دوشنبه وفات يافت ، و در روز ( يا شب ) چهار شنبه به خاك سپرده شد ! ! و طبق روايتى جنازهء آنحضرت سه روز در زمين ماند و بعد دفن شد ( چرا ؟ چرا ؟ ) . و ابراهيم ثقفى در كتاب المعرفة جلد چهارم در اين باره به تحقيق و تحليل پرداخته و مىگويد : جنازهء پيامبر ( ص ) سه روز باقى ماند و بعد به خاك سپرده شد ، زيرا قوم به تعيين خلافت ابو بكر ، و گفتگو و كشمكش در اين باره سرگرم بودند و پدر تو ( اى فرزندم ) يعنى على ( ع ) نمىتوانست كه از جنازهء رسول خدا ( ص ) جدا شود ، و نيز نمىتوانست قبل از نماز خواندن قوم بر جنازهء رسولخدا ( ص ) ، او را به خاك بسپرد ، و از اين ايمن نبود كه اگر آنحضرت را به خاك بسپرد ، او را بكشند ، يا قبر پيامبر ( ص ) را نبش نمايند و جنازه‌اش را بيرون بياورند به اين بهانه كه در وقت خود دفن نشده و يا در محل مناسبى به خاك سپرده نشده است . خداوند رحمتش را دور سازد از آن افرادى كه جنازهء آنحضرت را گذاشتند و به دنبال تعيين خليفه رفتند با اينكه اصل مسألهء خلافت از نبوّت و رسالت پيامبر ( ص ) سرچشمه گرفته است ، آنها با اين شتابزدگى مىخواستند آن مقام را از ميان دودمان و عترت پيامبر ( ص ) بيرون ببرند . اى پسرم ! سوگند به خدا نمىدانم كه چگونه عقل و انديشه و صحابى بودن و جوانمردى آنها به آنان اجازه داد كه اين چنين گستاخى كنند با اينكه پيامبر
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 335 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى