تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
فرود مىآيد ، به زمين آمدند ، و پرده از روى چشم على ( ع ) برداشته شد و ديد از آخر آسمانها تا زمين ، فرشتگان در غسل دادن پيامبر ( ص ) با او همكارى دارند ، و در نماز بر جنازهء پيامبر ( ص ) و حفر قبر شركت نموده‌اند ، سوگند به خدا ، كسى جز فرشتگان براى پيامبر ( ص ) قبر نكند تا آنكه جنازه آنحضرت در ميان قبر گذاشته شد ، فرشتگان هم با آن چند نفر وارد قبر شدند و در نهادن جنازه در قبر ، شركت نمودند . آنگاه رسولخدا ( ص ) سخن گفت ، و پرده از جلو گوش على ( ع ) برداشته شد ، و شنيد كه رسولخدا ( ص ) سفارش او ( على عليه السّلام ) را به فرشتگان مىكند . حضرت على ( ع ) گريه كرد و شنيد كه فرشتگان به رسولخدا ( ص ) مىگويند : « ما در خدمتگذارى به على ( ع ) كوتاهى نخواهيم كرد ، او بعد از تو صاحب ما است ، جز آنكه پس از اين بار ، ما را با ديدگان خود نخواهد ديد » .

چگونگى رحلت و خاكسپارى پيامبر ( ص ) از زبان على ( ع )

چنان كه در نهج البلاغه ( خطبه 197 ) آمده : حضرت على ( ع ) چگونگى جريان رحلت پيامبر ( ص ) و نماز بر او و دفن جسد مطهّر او را چنين بيان مىكند : و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمّد ( ص ) . . . : « اصحاب و ياران محمد ( ص ) كه حافظان و پاسداران اسرار او هستند به خوبى مىدانند كه من حتّى يك لحظه به معارضه با ( احكام و دستورات ) خدا و پيامبر برنخاسته‌ام ، بلكه با در كف گذاشتن جان خود ، در صحنه‌هاى نبردى كه شجاعان ، قدمهايشان مىلرزيد و پشت كرده فرار مىكردند ، با حضرتش مواسات كردم ، و اين شجاعتى است كه خداوند مرا به آن گرامى داشته است . رسول خدا ( ص ) در حالى كه سرش بر سينه‌ام قرار داشت ، قبض روح گرديد و لقد سالت نفسه فى كفّى : « و جانش در دستم جريان پيدا كرد ، و آن را به چهره‌ام كشيدم » . من متصدى غسل آنحضرت بودم و فرشتگان مرا يارى مىكردند ، گوئى در و ديوار