رسانيد .
سپس على ( ع ) به سراغ عتبه آمد و ديد هنوز رمقى دارد به او حمله كرد و او را نيز به هلاكت رسانيد .
حسّان بن ثابت ( شاعر معروف عصر رسولخدا ) در مورد كشته شدن عمرو بن عبدود خطاب به وى گفت :
و لقد رأيت غداة بدر عصبة * ضربوك ضربا غير ضرب المحقر
اصبحت لا تدعى ليوم عظيمة * يا عمرو ! او لجسيم امر منكر
يعنى : « هر آينه ديدى ( اى عمرو ! ) در جنگ بدر ، مردان دلاورى كه تو را زدند امّا نه مانند زدن مردان كوچك و وامانده ، اكنون به روزى افتادى اى عمرو ! كه ديگر تو را براى روزهاى بزرگ و كارهاى سخت دعوت نكنند » .
بعضى از افراد قبيله بنى عامر به حسّان بن ثابت كه از انصار بود ، چنين جواب داد :
كذبتم و بيت اللّه لم تقتلوننا * و لكن بسيف الهاشميّين فافخروا
بسيف بن عبد اللّه احمد فى الوغا * بكفّ علىّ نلتم ذاك فاقصروا
يعنى : « سوگند به خدا كه دروغ گفتيد و شما ( انصار ) ما را نكشتيد ، ولى به شمشير بنى هاشم افتخار كنيد ، به شمشير پسر عبد اللّه يعنى احمد ( ص ) كه در جنگ بدست على ( ع ) بود كه به اين افتخار پيروزى رسيديد ، پس لاف و گزاف را كوتاه كنيد » .
آنگاه على ( ع ) به اتّفاق حمزه ، بدن مجروح عبيده را برداشته و نزد رسول خدا ( ص ) آوردند ، قطرات اشك از چشمان رسول خدا ( ص ) ريخت ، عبيده به رسول خدا ( ص ) عرض كرد : اى رسول خدا ! آيا من شهيد هستم ؟
پيامبر ( ص ) فرمود : « آرى تو نخستين شهيد از دودمان من هستى » .
ابو جهل به قريش گفت : عجله نكنيد مغرور نشويد چنان كه عتبه و شيبه دو پسر ربيعه شما را بر مردم مدينه مغرور ساختند ( و خونشان به هدر رفت ) آنها را