اسلام ( ص ) به آنها پيوسته است ، چرا كه پيامبر اسلام ( ص ) خورشيد آسمان فضيلت است ، و ساير پيامبران ، ستارگان آن آسمان هستند ، كه آن ستارگان ، نورهاى آن خورشيد را آشكار مىسازند و تاريكيهاى پيرامون انسانها را به روشنائى تبديل مىنمايند » .
حكيم نظامى گويد :
اى ختم پيامبران مرسل * حلواى پسين و ملح اوّل
اى خاك تو توتياى بينش * روشن به تو چشم آفرينش
اى سيّد بارگاه كونين * نسّابهء شهر قاب قوسين
اى صدر نشين عقل و جان هم * محراب زمين و آسمان هم
اى شش جهت از تو خيره مانده * بر هفت فلك جنيبه رانده
سر خيل توئى و جمله خيلند * مقصود توئى همه طفيلند
سلطان سرير كائناتى * شاهنشهء كشور حياتى
اى كنيت و نام تو مؤبّد * بو القاسم و احمد و محمّد ( ص )
از اخلاق محمّد ( ص )
دانشمندان و سيره نويسان در شأن اخلاق پيامبر ( ص ) مىگويند : او با مردم انس مىگرفت و بزرگ هر قوم را گرامى مىداشت و او را سرپرست آن قوم قرار مىداد ، و مىفرمود : « هرگاه بزرگ قومى نزد شما آمد ، او را احترام كنيد » .
آنحضرت در حفظ آنها مىكوشيد و مردم را از آزار به آنها بر حذر مىداشت ، با نگاه تند و خشن به آنها نمىنگريست ، نسبت به اصحاب خود مهربان بود ، و نصيب هر يك از آنها را بطور عادلانه به آنها مىپرداخت ، به طورى كه هيچيك از همنشينان او گمان نمىكردند كه ديگرى در نزد رسولخدا ( ص ) گرامىتر است ، هرگاه شخصى همنشين او مىشد ، او همچنان صبر مىكرد تا همنشينش برخيزد و برود ، هر كس كه از او تقاضا مىكرد ، جواب مثبت به او مىداد ،