قصدش از شيطان همان ابليس باشد زيرا هم اوست كه وادارش كرده با گمراه كنندگان نشست و برخاست نمايد كه با وسوسهها و اغواهاى خود او را به مخالفت با رسول اللّه بكشانند ، بنابراين وجه ، وقف بر كلمه « جاءنى » وقف تام نمىباشد ، زيرا
« وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا »
قسمتى از گفته مىباشد .
وجه دوم : اين قول ، قول خداى تعالى مىباشد . و با اين برداشت مراد از شيطان همان ابليس است زيرا او وادار كرده است كه ظالم گمراه كنندگان را دوست خود بگيرد و با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مخالفت بورزد و هم او باعث خوارى او شده است .
و بنابراين ، وقف در روى « جاءنى » نيز وقف تام نمىباشد ، زيرا اين گفته ،
« وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا »
اگر چه از كلام خداى تعالى است ، مضمون پيش را تقريرا تائيد ، و معناى آن را تاكيد مىكند ، پس بين آنها ارتباط معنوى محكمى وجود دارد .
و اما آيه كهف مثال 5 - هرگز ممكن نيست كه وقف در آن روى لفظ « كذلك » ، وقف تام باشد .
زيرا كلام درباره ذوالقرنين ، در قول حق تعالى « كذلك » پايان نيافته است و آيات بعدى ، همچنان ، از احوال و امور وى گفتگو مىكند .
اگر خواستى ، قول خداى تعالى
« وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا »
تا آخر آيات را بخوان