تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
سكت فلان عن الكلام اذا امتنع منه ، وقتى كسى از حرف زدن امتناع ورزد مىگويند فلان كس از سخن گفتن امتناع ورزيد يعنى سكوت كرد . و در اصطلاح به قطع صوت براى چند لحظه ، و با قصد قرائت اطلاق مىشود لحظاتى كه از لحظات وقف ، بودن اينكه نفسى تازه شود و سكت مقيد است به سماع پس جز در كلماتى كه سكت در آنها از طريق خبر و روايت ثابت و درباره‌اش روايت صحيح وارده شده جائز نمىباشد و در وسط كلمه و در آنجا كه در رسم الخط اتصال يافته صورت مىگيرد .

قطع

قطع به معنى جدا كردن و از بين بردن است گفته مىشود : قطعت الرقبة اذا ابنتها و فصلتها و ازلتها عن مكانها ، يعنى رقبه را بريدم ، و اين حرف را موقعى مىگوئى كه : جدا ساختى و از محلش دور نمودى . و در اصطلاح ، قطع ، بريدن قرائت قرآن به طور كلى ، و از حال قرائت به حال ديگر انتقال يافتن مىباشد ، و لذا در صورتى كه بخواهند قرائت را از نو شروع كنند ، ضرورت دارد استعاذه گفته شود ، و جز در ابتداى آيات ، قطع صورت نمىگيرد ، زيرا اصولا ابتداى آيات هر كدام مقطعى به شمار مىروند . و در كتاب النشر ، به نقل از عبد اللّه بن ابى الهذيل نقل كرده كه گفت : وقتى يكى از شما آيه‌اى را بخواند ، قطع نكند ،
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 280 | محمود خليل الحصري / محمد عيدى خسرو شاهى