تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و احتمال ديگر اين است كه : در محل جر صفت براى قوم باشد با اين بيان ( وجدها تطلع على قوم مثل ذلك القبيل الذى تغرب عليه الشمس فى الكفر و الحكم ) خورشيد را يافت به قومى مىتابد مثل آن قومى كه آنان را پشت سر مىگذاشت - هر دو قوم - در كفر و حكم - نظير هم بودند . و خلاصه همه اين احتمالات اين است كه كاف در اينجا به معنى « مثل » است در حال رفع يا نصب و يا جر ، و بر اساس همه اين اعراب‌ها ، و او در
« وَ قَدْ أَحَطْنا »
واو استيناف است و بين « كذلك » و جمله ما بعد آن ارتباط لفظى منتفى ، و ارتباط معنوى بر قرار است و وقف در « كذلك » وقف كافى مىباشد . * * *

مورد دوم

« كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ »
آيه 59 سوره شعراء / 26 است . حرف كاف در « كذلك » در آيه فوق مىتواند سه گونه اعراب داشته باشد . اول ، اينكه در محل رفع ، خبر مبتداى مضمر و در تقدير چنين باشد : « الامر كذلك » ، ماجرا به اين نحو است ، يعنى ، ماجراى فرعون و قوم او به اين نحو است كه توصيف كرديم يا تقدير به اين صورت باشد كه ، بيرون راندن فرعونيان از آنچه بهره‌مند مىشدند به نحوى
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 270 | محمود خليل الحصري / محمد عيدى خسرو شاهى