أولاد هم ندارم بقسمى امر را بر انها مشتبه مىكند كه هرچه اهتمام مىكنند غير آنچه مىكويد چيزى نمىفهمند وحال اينكه أغلب بچه دارد يقين است اكر شير داشته باشد طفل خود را ترجيح داده باو مىدهد وباين طفل نمىدهد اكر اندك رحمي در دل أو باشد شير كاو يا غذا مىدهد والا هيچ نمىدهد أو را كرسنه مىكذارد چنانچه طفل بيچاره بواسطهء نخوردن شير وحيله كردن دايه ضعيف ودر حالت تلف است از كساني كه باين قسم طفل خودشان را بداية مىدهند ملتمسم كه يا شير پستان حيوانات بدهند يا خودشان شير بكيرند وبشروطى كه مذكور مىشود أب يا چيز ديكر كه مناسب حالت طفل است داخل ان كنند وبا پستانك بترتيبى كه بيان مىشود داده در ان بين غذا هم بدهند بهتر از اين است كه طفلشان را بداية اجنبيّهء كه حالت أو معلوم نيست بسپارند يقين است در خانهء اين دايه طفل زودتر مىميرد بجهة اينكه توجّه نمىكند ومثل مادر غمخوارى ندارد وأو را كثيف والوده نكه داشته بدخلق مىكند ومقيّد تربيت أو نيست غالبا از اينكه شير غليظ يا غذاى سنكينى بطفل مىدهد كريه مىكند ونمىخواهد شربت خشخاش يا ترياك يا مخدّر ديكر باو مىخوراند كه طفل بخوابد سبب مىشود كه خون بمغز أو رفته خدر وكيج ومستعدّ تشنّجات واختلاجات واختلال هضم وامراض دماغيه كردد وهرچه از أو مىپرسند همه را پنهان مىكند دور نيست اينچنين دايه مبتلا بامراض مسريّه هم باشد هرچه طبيب مىپرسد نمىكويد وپس از چندى طفل مبتلا بامراض مىكردد بلكه طفل را عوض مىكند چنانچه در پاريس مكرر أطفال را عوض كردهاند حكايتهاى شيرين دارد كه اين مختصر كنجايش ذكر انها را ندارد
قسمت سيّم در انتخاب دايه
- وقتىكه مادر از شير دادن متعذّر است ولابد از اختيار كردن دايه شدند بايد دايه را با جميع شروطى كه در مادر ذكر شد انتخاب كنند وأو را بخانه ببرند وپدر ومادر وطبيب در كمال سختى بيشتر از آنچه در مادر مىكردند از بابت صحّت مزاج وخوبى كيفيّت وكميّت شير ونداشتن امراض