سواد أعظم وپايتختها جمع نمىشود در دهات وبلاد بعيده دور نيست جمع شود پس اكر مادر فاقد بعضي از اين شرايط باشد باز محسنات ديكر دارد كه بهتر از دايهايست كه محسنات ان بيشتر است چنانچه مىبينيم مادرهائى كه چندان قوى نيستند بلكه ضعيف ولاغر هم هستند طفل انها فربه وسالمتر از طفل دايهء سالم است پس بر مادر لازم است كه اكر ممكن باشد هم بملاحظهء طفل وهم بملاحظهء خودش ببعض توهمات جزئيّه متحمّل خسارت كلى نكشته شير دادن را ترك نكند مادرى كه مىخواهد طفل خود را شير بدهد بايد در ماه اخر حمل سر پستان خود را با تنتور وحصى لبان ( حسنلبه ) وادكلنى ( جوهر اسطوخودوس ) بشويد واكر حلمة الثّدى كه در اين وقت بيرون آمده بر جسته مىشود بيرون نيامده باشد بايد با بمكيدن با لبها يا با أسباب مكيدن آن را بيرون بياورند ودوسه ساعت بعد از تولّد پستان را بدهان أو بكذارد شير آغزى را بخورد كه عقى را خارج كند وپيشبندى از ورم پستان نمايد وبايد كاهى از پستان راست وكاهى از پستان چپ شير بدهد هركاه سى وشش إلى چهل ساعت بكذرد هرچه مىمكد شير به پستان نمىآيد يك قسمت شير كاو داخل سه قسمت ابقند كرده كمكم بدهان طفل بريزد وهر لحظه پستان بدهانش كذارد تا بكيرد
قسمت دويّم در شير دادن دايه وان بر دو قسم است
يكى دايهايست كه أو را بخانه مىبرند وهميشه پدر ومادر واهالى خانه مواظب أو هستند وأو را بحالت خود وانمىكذارند بلكه أو را بقسمى كه مىخواهند تربيت مىكنند بخصوص اكر از أهل دهات هم باشد بهتر است وهميشه در تحت نظر دقت جميع أهل خانه است ودر حكم مادر است واكر باز در حالات أو شك دارند ودرست اطمينان پيدا نكردهاند مواظب باشند تا از أو مطمئن شوند يكى ديكر دايهايست كه طفل را باو وامىكذارند بخانهء خود يا جاى ديكر مىبرد كه ديكر پدر ومادر هيچ از حالت طفل اطلاع پيدا نمىكنند يا كاهكاهى طفل را مىآورد بأنها مىكويد كمال اهتمام را در شير دادن وتربيت أو دارم