مظفر الدين شاه
پس از قتل ناصر الدين ، چهارمين پسر او مظفر الدين بسلطنت رسيد . اين شاه در سال 1854 متولد شد و در موقع طفوليت بوليعهدى معين گرديد و بنا بر رسم معمول قاجاريه در 12 سالگى بحكومت آذربايجان فرستاده شد و با اينكه در هررشتهاى از علوم معلمينى داشت بيشتر بتحصيلات نظامى متمايل بود . زبان فرانسه را خوب حرف ميزد ، مخصوصا تواريخ سياسى را زيادتر مطالعه ميكرد و در تيراندازى و سوارى نيز بىمهارت نبود . در سال 1881 با شيخ عبيد اللّه كه كرد ياغى بود جنگيد و بطغيان او خاتمه داد .
مظفر الدين شاه
مظفر الدين پس از آگاهى از قتل پدر با شتاب خود را بتهران رسانيد و با حمايت دولتين انگليس و روس بتخت سلطنت جلوس كرد .
در اوايل امر از برادران خود ظل السلطان و كامران ميرزا نايب - السلطنه بيم داشت كه شايد متعرض او بشوند ولى نظر باينكه قزاقان ايرانى تحت فرماندهى ژنرال « كوزاكووسكى »
( Kosakowsky )
پشتيبان او بودند از طرف اين دو برادر بمخالفتى برنخورد و در 8 ژوئن 1896 رسما تاجگذارى كرد و ابتدا همان سياستى را كه در آذربايجان به كار برده بود تعقيب كرد يعنى ماليات بر نان و ساير ارزاق را تخفيف داد و بعد بفكر تشكيلات ادارى افتاد . مخصوصا در زمان او وزارت خارجهء ايران سروصورتى پيدا كرد و هم در اين زمان بود كه راه شوسهء انزلى بتهران ساخته شد و ترنى بىريل در ميان تهران و قزوين به رفتوآمد پرداخت و كارخانههائى مانند صابونسازى و قندريزى و برق