كه تقريبا 15 تا 20 كيلو وزن داشت بواسطهء حركت زياد جدا شد و در پيش پاى ما به زمين ريخت .
آتشگاه
در فاصلهء كمى از اين مقبره كوه كمارتفاعى است كه در بالاى آن خرابههائى ديده مىشود . اين محل را آتشگاه مينامند و چنين نقل ميكنند كه اردشير ساسانى در دوران سلطنت خود در اينجا آتشكدهاى بنا كرده است .
تعيين تاريخ بناى اين خرابهها مشكل است . در موقع ورود باصفهان اين خرابه از دور عظمت و ابهتى نشان ميدهد و از جمله زينتهاى شهر محسوب ميگردد .
قصبهء جلفا
با اينكه درشكهچى مايل بود به شهر برگردد ما او را وادار كرديم كه به طرف قصبهء ارمنىنشين جلفا برود . مقارن غروب آفتاب خرابههاى آتشگاه بر روى كوه گبران
بقصبه جلفا رسيديم . نهرهاى عريضى را ديديم كه در كنار آنها درختان بلندى سر برآورده بود .
كوچهها با زواياى قائمه يكديگر را قطع كرده و خانهها در عقب شاخ و برگ درختان پنهان شده بودند . چون قدرى پيشتر رفتيم به چند دكان قصابى و نانوائى و بقالى و عطارى برخورديم كه جلو خان و بساط مرتبى در آنها ديده نميشد .
لباس ارمنيها
ارمنيان برحسب ظاهر شباهت مختصرى باروپائيان دارند ولى هنوز هم لباس چند قرن پيش را كه در جلفاى نزديك قفقاز