تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
پيشكار معتمد سردار اسعد بود و در اصفهان اقامت داشت رفته بودند .

منارجنبان اصفهان

چون كار واجبى نداشتيم تصميم گرفتيم كه بسياحت اطراف اصفهان بپردازيم . ساعت سه و نيم بعدازظهر وسايل حركت فراهم شد و با درشكه به طرف دهكدهء كلادان رفتيم كه در شش كيلومترى شهر واقع شده است . از راه پرپيچ‌وخمى در دنبال نهر بزرگى راه مىپيموديم كه در كنار آن درختان چنار و تبريزى سر به آسمان برافراشته بودند . رودخانهء زاينده‌رود هم كه آب كمى در آن جارى بود از دور ديده ميشد . نهرهاى بزرگى در فاصله‌هاى معينى از اين رودخانه جدا ميشوند و اراضى اصفهان را مشروب مينمايند . جابجا از بازارچه‌هاى خراب عبور منظرهء خارجى منارجنبان اصفهان ميكرديم و گنبدهاى مقبره‌ها را ميديديم كه قسمتى از آنها ويران شده و در مقابل در آنها پردهء كهنه‌اى آويخته بودند و ما بسى متأسف بوديم كه هيچكس در فكر تعمير اين ابنيهء عمومى كه از شاهكارهاى معمارى قديم محسوب ميشوند نيست . امروز روز جمعه و تعطيل عمومى است دكانهاى بقالى و عطارى در بين راه ديده مىشود كه درهاى آنها نيم‌باز است و صاحبان آنها هم از بيكارى تسبيحى بدست گرفته