تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
زيرا كه استخرى در آن تاريخ نوشته است : باندازه‌اى سم عقرب كاشان مهلك است كه ايرانيان در موقع نفرين كردن به كسى ميگويند : « اميدوارم گرفتار عقربهاى كاشان بشوى . » يكى از سياحان هلندى موسوم به جان استروئيس
( Struys )
مينويسد كه سكنهء كاشان براى اجتناب از عقرب شبها در ننو ميخوابند و براى ترياق اين سم مطبوخى از برادهء مس كه در سركهء تند خيسانده و با كمى عسل آميخته باشند ميخورند و نيز روغنى از عقرب درست ميكنند كه موسوم است بروغن عقرب و آن را در محل گزيده شده ميمالند .

عزيمت از كاشان

در ساعت 9 بامداد از كاشان به طرف اصفهان حركت كرديم و پس از عبور از محلات خارج شهر در بيابان براه‌پيمائى ادامه داديم . اين بيابان برعكس ساير بيابانها منظرهء عجيبى داشت . در طرف راست و چپ هزاران تپه‌هاى شن ديده ميشد كه يكرشته بلندى و پستىهائى تشكيل داده بود و مانند گله‌اى از گوسفندان عظيم الجثه به نظر ميآمد ، گاهى هم در جاى دورى درياچه و اشجارى خودنمائى ميكرد و مثل اين بود كه شكل اشجار در درياچه منعكس شده است ولى چون نزديك ميشديم به كلى ناپديد ميگرديد . اين صور فريبنده در بيابانهاى ايران زياد ديده مىشود و آنها را سراب مينامند . در ساعت يازده و نيم بقهوه‌خانه‌اى رسيديم كه هيچگونه خوراكى در آن يافت نميشد ناچار با چيزهائى كه همراه داشتيم سد جوعى كرديم و در موقع حركت دو قران بعنوان انعام بقهوه‌چى داديم ولى او با خشونت بما گفت كه اين مبلغ كم است و چون به او گفتيم كه چند دقيقه توقف در اين جاى تاريك و پر از دود ترياك بيش از اين ارزش ندارد متغير شد و بما لعنت و نفرين كرد . در اين قهوه‌خانه پردود جز چند سكوى خاكى كه عابرين در روى آنها خوابيده و پاپوشهاى خود را بجاى بالش زير سر گذاشته بودند چيز ديگرى ديده نميشد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 872 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى