در راه هست كه بمحض ورود بايد اسبهاى آنها را عوض كرد ما نيز از روى ناچارى به حركت راضى شديم و تا درشكه آمادهء حركت گردد به بالاى بام رفتيم و يك نظر اجمالى به شهر كاشان انداختيم . اين شهر منظرهء قشنگى دارد . گنبدهاى مجلل سر به آسمان افراشتهاند . در روى اين گنبدها از دو طرف پلكانهائى است كه ميتوان به بالاى آنها رفت و از طرف ديگر پائين آمد .
نام كاشان
بنا بر روايتى اين شهر را زبيده زن هارون الرشيد بنا كرده است بطوريكه نقل كردهاند اين ملكه در موقع مسافرت بخراسان به اين ناحيه آمد و چون در اين محل به او خوش گذشت فرمان داد كه در آن شهرى بنا كنند ولى چون معماران وسيلهاى در دسترس خود نداشتند با كاه خرد شده نقشه شهر را در روى زمين طرح نمودند كه بعد بساختن آن مشغول گردند و نظر باينكه در ايران كاه خرد شده را « كاهافشان » ميگويند اين كلمه بعدا تخفيف يافته و تبديل به كاشان شد .
مورخين ديگرى نام اين شهر را از دو كلمه « كى آشيان » يعنى مقر شاهان مأخوذ دانستهاند .
برج خميده
در اين شهر يكى از شاهكارهاى ممتاز معمارى وجود دارد كه بنام منار كج معروف شده است . بطوريكه نقل ميكنند سابقا زنان بدعمل را كه بشوهران خود خيانت ميكردهاند به بالاى اين برج برده و به زمين پرت مينموده و بجهنم ميفرستادهاند . يكى از سياحان كه چند سال قبل بكاشان رفته از نگاهبانان اين برج پرسيده بود كه آيا هنوز همچنين رسمى در كاشان معمول است يا نه ؟
نگاهبان مسلمان با نهايت غرور به او پاسخ داده بود : « چنين عمل زشتى در اين شهر روى نميدهد زيرا كه عموم زنان كاشان نسبت بشوهران خود وفادار هستند و هيچوقت عمل منافى عفت از آنها سر نميزند ، اينها ابدا شباهتى بزنان فرنگستان ندارند كه پيوسته بشوهران خود خيانت ميكنند و تن به بىعفتى ميدهند . »