نظر باينكه روسها مكرر به خاك ايران دستاندازى ميكردند فتحعلى شاه در اين موقع مجبور شد كه با دولت روسيه بجنگد و نتوانست كاملا مطابق دستورات و تعليمات ناپلئون رفتار نمايد ، بنابراين ناپلئون هم از عمليات شاه ايران اظهار نارضايتى كرد و پس از صلح « تيلسيت »
( Tilsitt )
با الكساندر پادشاه روسيه پيمان اتحادى بست و بجاى اينكه با دولت ايران همراهى نمايد و بر ضد روسيه بجنگد واسطهء صلح بين اين دو قصر چهلستون اصفهان
دولت گرديد و روابط ايران و فرانسه تيره شد و فتحعلى شاه هم اجبارا دوباره دست دوستى و اتحاد به طرف دولت انگليس دراز كرد ، دولت انگليس هم از فرصت استفاده نموده فورا « هارفرد جان بريجس »
( Hardford John Brydges )
را بسفارت به - ايران فرستاد و حكومت هندوستان نيز « سرجان ملكم » را مأمور ايران نمود . اين دو سفير با اختيارات تام بايران وارد شدند و ليرههاى طلاى زيادى بين اطرافيان شاه پخش كردند و طولى نكشيد كه نفوذ خود را در دربار ايران برقرار نمودند و موقع را مغتنم شمرده خروج ژنرال « گاردان » را از ايران خواستار شدند ، ژنرال گاردان هم نظر به اينكه مدتى ميگذشت كه دستورات و تعليمات تازهاى از دربار فرانسه نداشت با عجله از ايران خارج شد و ادارهء سفارت فرانسه را در طهران به « ژوآنن » سپرد .