تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
پر از آتشى در زير آن ميگذارند . اشخاصى كه احساس سرما نمايند در زير كرسى خوابيده و لحاف را تا روى شانه‌هاى خود ميكشند . كرسى هم معمولا بايد زياد گرم باشد يكى از دكترها نقل ميكرد كه روزى بعيادت بيمارى رفتم و ميزان الحراره را به زن بيمار دادم كه زير بغل بگذارد تا درجهء تبش معلوم شود پس از چند لحظه آن را شكسته به من پس داد ، البته بواسطهء حرارت زياد كرسى شكسته بود . خدمتكاران در اندرون اغلب با پاى برهنه راه ميروند ، نيم‌تنهء تنگى ميپوشند كه به تن آنها فشار وارد ميآورد و تنبان كوتاهى هم دارند كه دامن آن تا نيمهء ران ميرسد و غالبا شلوار نميپوشند . پاره‌اى از خدمتكاران هم در اندرون‌ها خوشبخت ميشوند زيرا كه آقاى خانه مختار است و ميتواند درجهء او را بالا برده بپايهء زن عقدى خود برساند .

راه‌آهن

تنها راه‌آهنى كه در كشور ايران ديده مىشود راه كوتاهى است كه تهران را بشاه عبد العظيم اتصال ميدهد . طول اين راه آهن از 6 كيلومتر تجاوز نميكند ، بنابر خبر شاه عبد العظيم از اعقاب امام حسن است كه در نتيجهء آزار ديدن از سنيان بايران آمده و در ناحيهء رى در مقبرهء سيد حمزه پسر امام موسى پناهنده گرديده و در سال 801 بقتل رسيده و در همانجا مدفون شده است و بعدها در روى قبر او بناى مجللى ساخته‌اند . يك كمپانى بلژيكى در سال 1886 امتياز رسمى از دولت ايران براى ايجاد راه‌آهن و ترامواى گرفت و با اشكالات زيادى ماشين‌ها و واگونها را از اروپا بايران وارد كرد و پس از دو سال اين وسايل نقليه را به كار انداخت اما مسلمانان به اين وسايل كه با دست « سگان عيسوى » فراهم شده بود با نظر تنفر مينگريستند . پس از داير شدن اين وسايل كمپانى با اشكال مهمترى مواجه گرديد توضيح آنكه روزى ترامواى زائر مقدسى را كه از كربلا آمده بود زير گرفت و او را كشت . مرك اين آدم باعث
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 829 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى