قسمت سوم - سلسله قاجاريه
قبيلهء قاجار
سلسلهاى كه اكنون بر مملكت ايران حكمفرمائى مىكند از قبيلهء قاجار است كه نسب خود را به يافث پسر نوح مى - رساند .
راجع بصدق و كذب اين ادعا كه آيا واقعا افراد اين قبيله از اعقاب نوح هستند يا نه ما در اينجا بحثى نميكنيم و همينقدر كافى است بگوئيم كه اين قبيله قدمت تاريخى دارد و مدت 9 قرن است كه در تاريخ ايران ذكرى از اين قبيله بميان آمده است . و گاهى افراد آن از طرف شاهان ايران بحكومت محلى منصوب ميشدهاند . اين قبيله را تيمور از شام كوچ داده و در كنار رود ارس ساكن نمود .
در اواخر قرن پانزدهم قبيلهء قاجار براى رساندن صفويه بتاج و تخت ايران كوششهائى كرد و از جملهء هفت قبيلهء ترك محسوب گرديد كه موجبات پيشرفت و ثبات سلطنت شاه اسمعيل اول را فراهم ساختند ( 1499 ) . نظر باينكه اين قبايل لباس مخصوصى ميپوشيدند و كلاه قرمزى بر سر داشتند آنها را به زبان تركى قزلباش ميگفتند .
تمام اين قبايل در فتوحات شاهان صفويه و پيشرفت مذهب تشيع دخالت داشتند .
در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوى هم يكى از افراد قبيلهء قاجار بر قندهار حكومت ميكرد و يكى هم در اسلامبول سفير ايران بود و در هرحال معلوم مىشود كه اين قبيله در قديم اهميت و اعتبارى داشته است .
در زمان شاه عباس كبير اين قبيله داراى قدرت قابل ملاحظهاى شده بود بطوريكه شاه عباس صلاح خود را در اين ديد كه به تجزيهء آن پردازد ، بنابراين آن را سه قسمت كرد ، قسمت اول را در گرجستان جايداد تا از شورشهاى طوايف