مملكت ميگيرند . مخصوصا وقتى كه شاه بخواهد بقسمتى از كشور خود مسافرت نمايد حاكم ايالت پول و عليق از رعايا مطالبه مىكند و البته آنچه ميگيرد بيش از مخارج لازم است بعلاوه پس از مراجعت شاه هم مازاد كاه و جو را كه از رعايا گرفته است دوباره به خود آنها ميفروشد و از اين راه نيز مداخلى بدست ميآورد . بديهى است چنين اعمالى جز پريشانى و فقر سكنهء مملكت نتيجهء ديگرى ندارد .
مبالغى كه سابقا در موقع نوروز و عيد مبعث پيغمبر ( ص ) ميگرفتند و رقم مهمى از عايدات شاه بود اكنون سرچشمهاش تقريبا خشكيده است زيرا بقدرى بعناوين مختلف از مردم پول گرفته و ميگيرند كه از هستى ساقط شدهاند و ديگر طاقت اداى ماليات را ندارند و در نهايت سختى و فلاكت امرار حيات ميكنند
تعيين مبلغ پيشكشهاى فوقالعاده غيرممكن است زيرا كه اين وجوه مستقيما به شخص شاه داده مىشود و شاه هم آنها را با وجوه مالياتى كه بخزانه وارد شدهاند مخلوط مىكند و پس از آنكه مستوفيان مخارج ضرورى مملكت را معين كردند و بتصويب شاه رساندند آنچه پول در خزانه دولتى ميماند به شخص شاه تعلق ميگيرد .
مازاد خزانه در سنوات اخير تقريبا در سال معادل 2500000 فرانك مىشود و شاه آن را مطابق ميل خود به مصرف مىرساند .
ميزان مخارج و مواجبها و مستمرىها
در ميان ارقام مخارج ، رقم بزرك همان رقم مواجب و مستمرى ها است . شمارهء اشخاصى كه مواجب و مستمرى ميگيرند قابل ملاحظه است زيرا كه شاهزادگان و اعيان و اشراف مملكت و حتى فرزندان آنها نيز مواجب و مستمرى از خزانهء دولت ميگيرند و همه در صدد هستند كه دستخطى از شاه بگيرند و بتاراج خزانهء دولت بپردازند . اين مواجبها و مستمريها غالبا به كسانى داده مىشود كه شغل معينى ندارند و كارى براى مملكت انجام نميدهند و بهيچوجه استحقاق گرفتن چنين مبلغى را ندارند و چون يكى از آنها بميرد وراث او فعاليت ميكنند و بمستوفيان رشوه ميدهند تا فرمان گرفتن آن مواجب بنام آنها از شاه صادر گردد ، حتى گاهى هم مبلغى به خود شاه بعنوان پيشكش تقديم مى -