لزگى جلوگيرى كنند و قسمت دوم را در مرو مسكون كرد تا از تاختوتاز طوايف ازبك آسوده باشد و قسمت سوم را در استرآباد جايداد كه مراقب طوايف تركمان باشند ، كسانى كه امروز بر ايران سلطنت ميكنند از اعقاب همين قسمت اخير هستند .
بايد دانست كه قسمت مسكون در استراباد هم به دو طايفه تقسيم شده بود كه يكى را به زبان تركى ( يوخارىباش ) و ديگرى را ( اشاقىباش ) ميناميدند ، رؤساى طايفهء اخير تا زمان فتحعلى خان كه بامر نادر كشته شد ( 1728 ) بر تمام قبيله حكمرانى ميكردند و نادر هم براى اينكه تفرقهاى در اين قبيلهء مقتدر بياندازد ، حكومت استرآباد را بيكى از رؤساى يوخارىباش داد و پسر فتحعلى خان يعنى محمد حسن خان از ترس فرار اختيار كرد و بطوايف تركمان پناه برد و هميشه درصدد بود كه بكومك اين طوايف قدرت و نفوذ خود را دوباره بدست آورد ولى در جنگى بشكست برخورد و مجددا بتركمانان پيوست كه تا موقع مرگ نادر شاه از او نگاهدارى نمودند .
كريمخان زند ( 1799 - 1760
در موقعى كه عادلشاه افشار نوادهء نادر جانشين جد خود گرديد و بمازندران آمد باحضار پسران محمد حسن خان كه تازه دستگير شده بودند فرمان داد و دست به عمل وحشيانهاى زد يعنى حكم كرد كه پسر بزرگتر را كه آقا محمد خان نام داشت در صغر سن مقطوع النسل نمايند ، آقا محمد در اينوقت 5 يا 6 سال داشت ( 1747 ) پس از مردن عادلشاه آقا محمد آزاد شد و بنزد پدر خود كه به قصد تصاحب تاج و تخت ايران مشغول فراهم كردن مقدمات لشكركشى بود رفت .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٥٣