داستان مهر داريوش
چون صحبت از آثار باستانى ايران و سرقت آن بميان آمده بىمناسبت نميداند كه داستان مهر داريوش را هم در اينجا نقل نمايد .
« گويند مدت چند قرن ميگذشت كه در يكى از مساجد كرمان « 1 » سنك هرمى ميدان تهران در سال 1841 - نقاشى ژول لورنس
شكلى وجود داشت كه در سه طرف آن خطوط ميخى به سه زبان فارسى و عيلامى و بابلى حك شده بود و بخطا يا صواب آن را مهر داريوش ميگفتند . يكى از كارمندان دولتى مأمور شد كه اين سنك را از كرمان بتهران بياورد و با اينكه اين سنك با مستحفظين زياد از كرمان بتهران فرستاده شد معلوم نشد كه چگونه در راه مفقود گرديد و بچه علت به مقصد نرسيد و بروسيه رفت . چند ماه بعد انجمن باستانشناسى
هامش
( 1 ) معروف است كه اين سنك در ماهان كرمان دو مقبرهء شاه نعمت اللّه بوده است ( م )