تاريخ ديده مىشود كه چون تميستوكل
Themistocle
يونانى بپادشاه هخامنشى ايران پناه برد ، شاه براى امرار معاشش سه شهر از شهرهاى آسياى صغير را تيول او كرد . در دولت استبدادى كنونى ايران هم اين عمل بكثرت وقوع مييابد بطوريكه قسمت عمدهء ماليات املاك بجيب وزرا و اعيان و اشراف فروميرود . در املاك تيولى هم نوكران متعددى كه بخرج اربابان خود زندگانى ميكنند از زارعين وجوهى بعنوان تعارف ميگيرند و باصطلاح معمول مداخلى دارند .
بهرحال ماليات از روى اصول و قوانين معينى از رعايا گرفته نميشود و مستوفيان هم هيچوقت به اين فكر نيافتادهاند كه در كتابچههائى كه از زمانهاى پيشين طرز اخذ ماليات را معين كردهاند تجديدنظرى بنمايند . بسا مىشود كه ملكى در زمان قديم داراى ماليات كمى بوده و بعدها آباد شده و محصول آن سه يا چهار برابر آنزمان شده است و اكنون هم همان ماليات قديمى را ميپردازد و بسا املاك آباد هم كه بتدريج رو به خرابى گذارده و محصول آنها بسيار كم شده است هنوز هم همان ماليات پيشين را بايد بپردازند . مميزى اراضى مزروعى و برآورد ميزان محصول در اين كشور از جمله چيزهاى ناشناس است .
ماليات كسبه و تجار
مالياتى كه از كسبه و تجار و صنعتگران گرفته مىشود از روى اصول و نظم و ترتيب نيست و غالبا موديان با رشوه دادن به تحصيلداران از تأديه آن معاف ميگردند . سابقا قرار بر اين بوده كه صدى بيست عايدات از تجار و كسبه و صنعتگران گرفته شود ولى امروز قانون معينى در كار نيست و حكام هم بانواع حيل متوسل ميگردند تا كمبود ماليات را جبران كنند مثلا در بازار نزاعى به راه مياندازند و مأمورين حكومت اشخاص ثروتمند را دستگير ميكنند و با گرفتن مبالغ زيادى آنها را آزاد مينمايند و اگر در دادن پول تعلل نشان دهند با چوب و فلك از آنها ميگيرند . ديگر از وسايل ابتكارى آنها اين است كه با فواحش سازش ميكنند و اگر احيانا ثروتمندى خواست تعيشى بكند فواحش بمأمورين اطلاع ميدهند و مأمورين هم بموقع ميآيند و بعنوان عمل غير