درشتى به نظر ميآمد كه با دست قهرمانان افسانهاى ايرانى تراشيده و پرداخته شده باشد .
منارهاى طلائى گاهى خودنمائى ميكردند و گاهى در پشت پردهاى كه از اشجار تشكيل يافته بود پنهان مىشدند .
از كنار دو قبرستان عبور كرديم كه يكى متعلق بروسها و ارمنيان بود و ديگرى بآرامگاه ابدى انگليسها و بلژيكىها اختصاص داشت . اين گورستانها داراى ديوارهاى گلى بلند و برجهاى كوچك بودند و شباهت زيادى بقلاع دفاعى داشتند . بطور كلى هر ساختمان منفردى در اين كشور به شكل قلعههاى جنگى است و كوچكترين دهكده هم حصار و برجهائى دارد ، حتى باغ هم داراى برج و حصار كنگرهدار است و شباهت بقلاع استحكامى سرحدى اروپائى دارد .
مسافرين مسلح
جادهاى كه از مشهد به طرف نيشابور ميرود مانند شاهراههاى اروپا پرجمعيت است . در هرقدم بكاروانهاى بزرگى برميخوريم كه به زيارت مشهد ميروند و معلوم نيست كه اينان تجار يا زوار يا مردان جنگى هستند . نظر باينكه از همميهنان خود ايمن نيستند همه از تاجر گرفته تا چوپان سر تا پا مسلح هستند . از طرز لباس و كلاه آنها ميتوان تشخيص داد كه سكنهء كداميك از ايالات ايران مىباشند ، مثلا شيرازيان كلاه بلند مخروطى شكلى بر سر دارند برعكس كلاه تهرانيان كروى است . در هرصورت تمام آنها بانواع مختلف مسلح هستند بعضى قمهاى بپهلو آويختهاند كه نوك آهنى صيقلى آن در پرتو آخرين اشعهء آفتاب ميدرخشد طپانچهها و كاردهاى بزرگ دسته عاجى هم بكمر بستهاند . چپقى هم در كمر دارند كه گاهى آن را درست كرده و ميكشند و بهمسفران خود تقديم ميكنند و چپق دست بدست ميگردد . علاوه بر اين سلاحهاى متعدد يك تفنگ هم بوسيله بند چرمى به پشت انداختهاند ، چون لولهء اين تفنگها طويل و بسيار سنگين است نميتوانند با آنها مانند تفنگهاى شكارى اروپائى نشانه بگيرند و به همين جهت است كه در سر آنها دو شاخهء آهنى يا چوبى قرار دادهاند كه در موقع نشانه گرفتن تكيهگاهى باشد . باروت اين تفنگها بوسيلهء چاشنى منفجر ميگردد و بسا مىشود كه چاشنى رطوبت ديده و يا در