و مشغول درست كردن كاهگل بودند .
پس از صرف صبحانه به راه افتاديم . راه از ميان دو رشتهجبال عبور ميكرد كه رنك آنها بنفش مايل بخاكسترى بود . جابجا جويبارهاى كوچكى با رنك آبى تيره در جريان بود و در كنار هرجويبارى چند كلبهء روستائى ديده ميشد .
مزارع زيادى در بين راه ديديم كه در آنها هندوانه كاشته بودند ، هندوانه آبيارى مخصوصى لازم دارد .
قلعههاى محكمى در كنار راه وجود داشت ، در بعضى از آنها گنبدهاى قشنگى سر برآورده بود ، ما بسى مايل بوديم كه بدرون آنها رفته تماشائى بكنيم متأسفانه درهاى آنها بسته و بيگانگان از ورود به آنها ممنوع بودند .
در بين راه هرلحظه بگلههاى گوسفند سياه و سفيد و الاغهائى برميخورديم كه زنان با چادرهاى آبى يا سياه بر پشت آنها سوار بودند و درشكه به زحمت از ميان اين گلهها و قافلهها عبور ميكرد . زنان روستائى روى نپوشيده بودند و چون از برخورد با اروپائيان وحشتى داشتند فقط پائين صورت را با پارچهاى كه در روى شانه انداخته بودند كمى ميپوشاندند .
حيوانات باربر اين دهكدهها همه الاغهاى كوچك خاكسترىرنك هستند .
نظر باينكه بهاى اسب زياد است روستائيان نميتوانند آنها را خريدارى كرده به كار اندازند ، اسبان و قاطرها فقط براى كاروانها كار ميكنند .
شترهائى كه در اين نواحى تربيت ميشوند بسيار قوى هستند و اندام متناسبى دارند ، پشم آنها دراز است و بيشتر از شترهاى عربى تحمل سرما را دارند . شترهاى عربى هريك تقريبا 150 كيلو بار مىبرند اما شترهاى خراسانى قادر بر حمل 250 تا 300 كيلو گرم بار هستند .
درهء قوچان كه آن را درهء كشفرود هم مينامند و ما اكنون در آن طى مسافت مينمائيم بسيار حاصلخيز است و ميوههاى فراوانى دارد .
جابجا در كنار راه چادرهاى قبايل ديده مىشود كه از پشم بز سياه بافته شده و نشان
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٥٩٩