تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
« ماركوپولو » سياح معروف كه در آنزمان كشورهاى مختلف آسيا را ديده از كارخانه‌هاى نساجى ايران تعريف مىكند و برترى آنها را بر كارخانه‌هاى دنيا ثابت مينمايد و مينويسد : « در ايران عدهء زيادى از دسترنج خود امرار معاش مينمايند . بسيارى از صنعتگران و نساجان مصنوعات خوب و پارچه‌هاى زرى نفيسى با نقش‌هاى خوش‌نما ميبافند و تجار ايرانى آنها را بكشورهاى ديگر ميفرستند . » نقاشان عرب چون از كشيدن شكل انسان ممنوع بودند به ترسيم نقشه‌هاى منظم هندسى پرداختند و در نباتات و گلهاى آسيائى مطالعاتى كرده شكل آنها را با مهارت و سليقه در نقاشيهاى خود نمايش دادند . در قرون چهارده و شانزده نقاشان باندازه‌اى در اين سبك نقاشى پيشرفت حاصل كردند كه كارهاى آنها بىنظير بود و هيچ كشورى نميتوانست در اين سبك با آنها برابرى نمايد . نساجان و معماران هم از همين سبك تقليد ميكردند و ساخته‌هاى خود را با همين طرز نقاشى ميآراستند . اغلب اين پارچه‌ها كتيبه‌اى داشتند كه فرمولهاى مذهبى يا نام سفارش دهنده در آنها ديده ميشد . گاهى هم در اين كتيبه‌ها صنعتگر براى مالك پارچه از خدا طلب خير و سعادت ميكرد .

پارچه‌هاى مخلوط با سيم و زر

در دوران سلطنت صفويه پارچه‌هاى مخلوط با سيم و زر براى لباس زنان بزرگان و يا براى پرده و پوشش ديوار اندرونها و كاخها به كار ميرفت . در زمان سلطنت شاه عباس كبير صنايع مستظرفه در ايران بمنتها درجهء كمال رسيد و نظر باينكه اين پادشاه بترقى كشور خود علاقمند بود پيوسته صنعتگران و هنرمندان را تشويق ميكرد و به همين جهت صنعت و هنر در ايران پيشرفت قابل ملاحظه‌اى كرد و هنرمندان و صنعتگران احترامى يافتند . شاردن كه در آن‌زمان در ايران اقامت داشت در اين‌باره چنين مينويسد : « نظر باينكه ايرانيان در تربيت كرم ابريشم تخصص دارند و محصول ابريشم در