اين پارچهها محصول دست پريان و جادوگران سفيدپوش و موجودات غير مرئى ميباشند .
در قرن نهم خراسان و گرگان و طبرستان و آذربايجان و ديلم و كردستان و فارس ممتازترين ايالات امپراطورى اسلام محسوب ميشدند و صنعت حريربافى در اين ايالات رونق داشت و مهمترين منبع عايدات آنها بود .
المقدسى جغرافيادان عرب مينويسد : « شهرهاى شوشتر و يزد و فسا در بافتن منسوجات ابريشمى مشهور ميباشند ، مخصوصا فسا در فراهم نمودن مصنوعات مختلف بر تمام شهرها برترى دارد . در اين شهر انواع پارچههاى تافته و زرى ميبافند كه با طلا و نقره زينت يافته و نظير آنها در هيچ جاى دنيا ديده نميشود .
فرشهاى گرانبهائى براى خليفه يا براى تجارت ميبافند كه در قشنگى و ظرافت و زيبائى نقشه بىمانند هستند . پارچههائى هم با نخ پشمى ميبافند كه جلوهء آنها بسى بيشتر و بهتر از پارچههائى است كه با ابريشم بافته شدهاند .
منسوجات پشمى و ابريشمى فسا در همهجا طالب دارد و اشخاص ثروتمند و با سليقه در خريد آنها با هم رقابت مينمايند و از آنها البسهء فاخرى براى خود درست مىكنند .
دخول طلا در منسوجات ابريشمى
در قديم نساجان نمىتوانستند مفتولهاى ضخيم طلا را براى زينت در پارچههاى نازك به كار برند بلكه فقط آنها را در فرشبافى به كار ميبردند و اگر مورخين قديمى راجع بمنسوجات طلائى چيزهائى نوشتهاند مقصود آنها قالى و قاليچه بوده كه مفتول طلا براى تزئين در آنها به كار ميرفته است .
بهرحال نميتوان تاريخ ايجاد مفتولهاى نرم و نازك طلا و به كار بردن آنها را در منسوجات ابريشمى بدرستى تعيين كرد ، همينقدر ميدانيم كه قبل از قرن دهم معمول نبوده است و همين كه توانستند سيم و زر را تبديل بورقههاى نازك نموده و بدور نخ بهپيچند در پارچهبافى مورد استعمال قرار گرفت ، معمولا دو كلاف به كار ميبردند كه