و پارچههائى كه از راه زمينى بساحل « مالابار » وارد ميشدند و همچنين مصنوعات چينى كه از راه دريا بوسيلهء كشتيها بهندوستان جنوبى و جزيره سيلان ميرسيده همه را يك جا ميخريدند و بعد بآسياى صغير و ممالك ديگر صادر ميكردند بنابراين تجارت شرق و غرب منحصرا به آنها اختصاص داشت .
روميان تا قرن پنجم ابريشم را از ايرانيان ميخريدند و چون در معاملات با تجار ايرانى پيوسته باشكالاتى برميخوردند « ژوستىنين » امپراطور رم براى رفع اشكال درصدد برآمد با اهالى حبشه كه مالك قسمت زيادى از عربستان بودند سازشى كند و پيمان تجارتى با آنها ببندد شايد بتواند به اين وسيله تجارت قديمى را كه سابقا از راه بحر احمر انجام مييافت دوباره برقرار نمايد ولى اقدامات او به نتيجهاى نرسيد زيرا كه پادشاه حبشه به او پاسخ داد كه مبارزه كردن با تجار ايرانى در بازار هندوستان براى او امكانپذير نيست .
بهرحال نمونهء اين پارچههاى نفيس هنوز هم در بعضى از خزائن ملى ما يافت مىشود ، بطوريكه در پيش هم اشاره كرديم اين پارچهها بوسيلهء اولين مسيحيانى كه براى زيارت بخاور رفته بودند باروپا وارد شدند .
در تزيين پارچههاى قديمى ايرانى آثار مذهبى هم دخالت داشته است زيرا كه در اغلب آنها بتهء « هوم » يا گياه مقدس زردشت و تصوير آتشكدهها ديده مىشود ، اين دو شعار مذهبى هميشه در ميان دو حيوان يا دو مرغ كه روبروى يكديگر ايستادهاند قرار دارند و اگر در طى قرون عديده اين طرز تزيين فراموش شده است روبرو بودن دو حيوان يا دو چيز از ميان نرفته و مشخص منسوجات قديمى ايران است .
معمولا اين پارچهها با صور خيالى مانند حيوانى كه بدن آن به شكل اسب است و شاخى در پيشانى دارد و يا طاوس هندى كه گاهى آدمى بر آن سوار شده و همچنين با شكل انسان و اسب و عقاب و ببر و يوزپلنك و ساير حيواناتى كه در ايران و هندوستان وجود دارند و انواع گل و ريحان و درختان سيب و نارنج تزيين يافتهاند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 435
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٣٥