در قرون وسطى فرانسويان نميدانستند كه اين پارچهها محصول كداميك از كشورهاى دنيا هستند .
همينقدر ميدانستند كه اين منسوجات از كشورهاى دور خاورى كه در آنطرف درياها هستند باروپا وارد مىشوند .
غالبا سياحان با عزم و بلند همت با زحمات زيادى نمونهء آنها را بكشورهاى باخترى ميآوردند و ثروتمندانى كه مالك آنها بودند مانند جواهر قيمتى در حفظ آنها ميكوشيدند ، پارهاى از ثروتمندان هم براى نشاندادن خلوص عقيده و ايمان خود آنها را بكليساها تقديم ميكردند تا براى پوشش صندوقهاى محتوى يادگار هاى مقدس به كار روند ولى پارچه ابريشمى داراى نقش انسان ، كار قرن 16 ( كلكسيون وور )
بدبختانه طوفان خطرناك انقلابات اين يادگاريهاى قديمى را از ميان برد . اكنون فقط قطعاتى از اين منسوجات در بعضى از كليساها مخصوصا مانس
( Mans )
و سانس
( Sens )
و شينون
( Chinon )
و بايون
( Bayonne )
محفوظ مانده و بعظمت و تمدن باستانى ايران گواهى ميدهند .
آلمانيها پارچهء كفن شارلمانى را كه از منسوجات ايران بوده در اكس لاشاپل
( Aix La chapelle )
حفظ كردهاند .