آبى برجستهاى دارند . اكنون اين نوع ظروف در ايران كمياب هستند و اگر پيدا شوند ايرانيان قدر آنها را ميدانند و برايگان از دست نميدهند و در استعمال آنها نهايت احتياط را مراعات ميكنند .
« شاردن » در شرح مسافرت خود راجع بكارخانههاى كاشىسازى ايرانى اشارهاى كرده است و مينويسد :
« كارخانههاى زيادى براى ساختن ظروف مينائى در تمام ظرف آب سفالى متعلق بقرن 15 كه در حدود نيشابور پيدا شده است ( كلكسيون مؤلف )
كشور ايران وجود دارد و بهترين نوع اين ظروف در شهرهاى شيراز و مشهد و يزد و كرمان و مخصوصا در يكى از نواحى كرمان موسوم بزرند ساخته مىشود . لعاب اين ظروف ميناى خالص است و بقدرى ظريف و شفاف است كه نميتوان بدرستى تشخيص داد كه كار ايران است يا كار چين . در اروپا ظروف ايرانى بجاى ظروف چينى خريدوفروش مىشود .
لعاب آنها بقدرى قشنگ و جاندار است كه نميتوان با قلم بتوصيف آنها پرداخت . »
در شهر كاشان كاشيهاى بسيار ظريف و ممتازى ميسازند . در يزد هم كاشىسازى معمول است ولى محصول آنها ضخيمتر از محصول كاشان است و خاك آنها نرمتر از خاكى است كه در كاشان به كار مىبرند ، اما رنگ آبى آنها درخشندهتر از رنگ آبى كاشيهاى ساخت كاشان است .
اكنون هم فخاران ايرانى ظروف بسيار ظريفى ميسازند كه با كارهاى ساخت چين چندان تفاوتى ندارند . گاهى هم صنعتگران علامت چينى در آنها نقش ميكنند و بجاى ظروف چينى ميفروشند و اگر صنعتگران ماهر و متخصص بدقت اين ظروف را
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٣٩٧