صنعتگر براى تزيين آن مقدار زيادى طلاى خالص به كار برده است ولى متأسفانه مرور زمان و كثرت استعمال ، يك قسمت از اين ورقههاى نازك طلا را از ميان برده است ولى از آنچه باقيمانده ميتوان فهميد كه صنعتگر چه اندازه در تزيين آن دقت به كار برده است تا بتواند با مهارت و استادى صحنههاى شكار جاندارى را در روى لوله نمايان كند . تفنگ فتيلهاى ديگرى بدست آورديم كه شايد سلاحى بوده است كه در روى برج و باروى شهرها به كار ميرفته است زيرا كه وسعت دهانهء آن 23 ميليمتر است و مخزن آن گنجايش باروت زيادى دارد و مسلم است كه بواسطهء سنگينى كسى نميتوانسته است آن را بدست گيرد و به آسانى حملونقل نمايد . قنداق اين تفنگ هم مانند تفنگى كه در پيش بشرح آن پرداختيم با عاج زينت يافته و قطعات صدف را بريده به شكل مطلوبى در روى آن نصب نمودهاند ، بعلاوه طلاى زيادى هم براى تزيين لولهء آن به كار رفته است كه در غالب جاها نقوش آن محو شده است ولى اگر اين لوله را مدت 24 ساعت در آب اسيددار بگذارند نقوش آن ظاهر مىشود .
تفنگهاى چقماقى
چندى بعد ايرانيان بساختن تفنگهاى چقماقى موفق شدند .
ما يكى از نمونههاى آن را در اينجا شرح ميدهيم : اين تفنگ از حيث ساخت سادهتر از آنها كه قبلا شرح داديم نيست ، لولهء اين تفنگ به شكل كثير السطوح است و با طلا زينت يافته است . صنعتگر حكاكى عميقى در فولاد كرده ، بعد جاهاى خالى را با طلا پر نموده و با سوهان صاف كرده است . در داخل لوله هم هشت خط فرورفته ديده مىشود كه صنعتگر براى سرعت گلوله در آن ايجاد كرده است ، اين تفنگ در اواسط قرن نوزدهم ساخته شده است و علاوه بر تزيينات طلائى دانههاى كوچك مرجان هم در روى آن ديده مىشود و لوله هم بوسيله بستهاى نقره بقنداق متصل شده است .
تفنگهاى چاشنىدار
تفنگهاى چاشنىدار كه بعدها در ايران معمول شدند همان تفنگهاى فتيلهاى و چقماقى بودند ولى طورى آنها را تعمير كردند كه بجاى فتيله و سنك بتوان با چاشنى آنها را منفجر نمود .
تفنگهاى دو شاخهدار از اين نوع هستند ، دوشاخهء آنها كه در نزديكى دهانهء لوله