مخفى انجام ميدهند كه موسوم است بعلم « كاتوپترومانسى »
Catoptromancie
يعنى علم غيبگوئى و سرنوشتشناسى .
« پوزانياس »
Pausanias
« 1 » مينويسد كه غيبگو براى پيشبينى آيندهء شخص بيمار ، آئينه فلزى را در چشمهاى كه در جوار معبد « سرس »
Ceres
« 2 » بود فروميبرد و پس از لحظهاى صورت بيمار زنده يا مرده در آن ظاهر ميشد و غيبگو خبر ميداد كه شخص مريض معالجه مىشود يا خواهد مرد .
قسمت سوم نجارى و قفلسازى
در و پنجره
چون چوب در اغلب نواحى ايران كمياب است در و پنجرهء منبت كارى در آنجا كمتر ديده مىشود ، اين نوع درها فقط بكاخهاى سلطنتى و مساجد اختصاص دارند . در خيوه كه تا چندى پيش بايران تعلق داشت منبتكارى زياد ديده مىشود و كمتر خانهايست كه در و پنجرهء آن داراى منبتكارى نباشد . اين منبتكاريهاى زيبا كمى برجسته هستند و با نهايت هنرمندى صورت گرفتهاند .
هنرمندان قطعات كوچك چوب را بطورى بهم متصل نمودهاند كه گلهاى شكفتهء بزرگى را نمايش ميدهند . نقشهها بقدرى زياد و درهم هستند كه زمينهء در با زحمت تشخيص داده مىشود ، حاشيهء عريض آنها در نهايت ظرافت ساخته شده است و چهار چوب درهم مانند قاب بسيار نفيسى است كه قسمت مركزى را محدود مىنمايد .
خوشبختانه ما موفق شديم يكى از اين درهاى منبتكارى بسيار قشنك را با خود باروپا بياوريم . اين در از حيث زمان چندان قدمتى ندارد معهذا طرز نجارى و صنعت منبتكارى قديم ايران را كاملا نمايان ميسازد .
هامش
( 1 ) مورخ و جغرافيادان يونانى است كه در قرن دوم بعد از ميلاد ميزيسته است ( م )
( 2 ) دختر زحل است كه او را رب النوع رزاعت ميدانستهاند .