كه تمدن بما تحميل كرده است فقط بكيسهء كسانى ميرود كه آنها را براى ما فراهم كردهاند و ما باندازهء پولى كه براى خريدارى آنها پرداختهايم از آنها استفاده نميكنيم .
در كشور ايران اثاث البيت بسيار عالى و ممتاز اطاق ثروتمندان مركب است از يك قالى و چند قاليچهء گرانبها و چند عدد مخدهء نرم و طاقچههائى كه در ميان ديوارها نمايان هستند .
گويند وقتى يكى از دكترهاى عاليمقام فرانسوى براى معالجهء ظل السلطان باصفهان دعوت شده بود ، بمحض ورود اطاقى را براى استراحت او معين كردند و او با كمال تعجب ديد كه تختخوابى در اين اطاق وجود ندارد . پرسيد تختخواب من كجاست ؟ در پاسخ شنيد كه تختخواب در اينجا معمول نيست و بايد در روى فرش بخوابيد . دكتر از اين پاسخ تعجب كرده گفت چگونه ممكن است كه انسان روى فرش بخوابد ؟ مخاطب به او گفت : « نگران نباشيد ، ما در اينجا با شما مانند فرزندان عزيز خود رفتار ميكنيم ، آنها هم وسايل استراحتى بهتر از آنچه ما براى شما فراهم كردهايم ندارند . »
البته دكتر ما ميتوانست به او جواب دهد : « آنچه را كه شما براى من فراهم كردهايد براى كسانى خوب است كه از طفوليت با آنها عادت كرده باشند اما براى ما اروپائيان يك تختخواب چوبى با يك پتو بيشتر از اين قالى و قاليچهها ارزش خواهد داشت . »
فرش نمدى
اطاقهاى ايرانى عموما طولشان زياد و عرضشان كم است زيرا كه چوب در اين كشور كمياب است و نميتوان تيرهاى محكمى براى نگاهدارى سقفها به كار برد و به همين جهت است كه طول فرشها هم غالبا دو يا سه برابر عرض آنها مىباشد و از طرفى هم در بافتن اين فرشها اقتصاد دخالت دارد زيرا كه فرش كمعرض دستگاه كمخرجى لازم دارد و بافتن آنهم چندان زحمتى ندارد و در وقت هم صرفهجوئى مىشود .
اطاق ايرانيان از حيث شكل مانند گالريهاى عمارات اروپائيان است . در منازل