تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
زندگانى رسيد تمام اقوام و بستگان او در منزل جمع ميشوند و كوشش ميكنند كه با اظهار تأسف و گريه و ناله رنج و اندوه مريض محتضر را تسكين دهند و نميدانند كه جمع شدن در اطاق مريض مخالف اصول بهداشت است و مريض بيشتر احساس درد و رنج مىكند و بدتر از همه آنست كه هريك از حضار دستورى ميدهد و داروئى تجويز مىكند و اطمينان ميدهد كه اگر بدستور او رفتار كنند مريض بهبودى خواهد يافت . « ميس سمر »
Miss Sommer
خانم امريكائى شرح زير را براى ما نقل كرد : « روزى مرا براى معالجهء يكى از خانمهاى ايرانى كه به مرض مالاريا گرفتار شده بود بردند ، من پس از معاينه نسخه‌اى نوشتم و داروئى براى او تجويز كردم كه از بازگشت حملهء تب جلوگيرى كند . فرداى آن‌روز كه دوباره مرا بعيادت مريض بردند ديدم كه باز تب كرده است ، از كسان او پرسيدم مگر داروئى كه دستور دادم به او نداده‌ايد ؟ يكى از آن‌ها گفت متأسفانه ملائى كه بايد استخاره كند ديروز نيامد » . ما در اين فصل سعى كرديم برخى از عادات و رسوم ايرانيان را كه در نظر ما غرابتى دارند شرح دهيم و اصولى را بنويسيم كه از روى آن‌ها بتوان باخلاق عمومى و طرز زندگانى ايرانيان پى برد و ابدا در اين فكر نبوده‌ايم كه تابلوى دقيق و كاملى از احوال و اوضاع آنان ترسيم نمائيم و اعتراف داريم كه با وجود كوشش زيادى كه كرده‌ايم بسيارى از نكات ناگفته مانده است بنابراين از خوانندگان خواستار عفو و اغماض هستيم . البته طرز زندگانى يك ملت را هربيگانه‌اى و لو آنكه خيلى هم با آن آشنا باشد نميتواند بطور كامل و شايسته شرح دهد ، اين كار را بايد يكنفر ايرانى كه به زبان فرانسه هم تسلط كامل داشته باشد انجام دهد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 324 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى