ماندند و رسوم معمولى خود را از دست ندادند . در صدر اسلام هم حجاب معمول نبود و بعد شيوع پيدا كرد و حضور زنان با روى باز در مجالس مردان ممنوع گرديد .
ايرانيان بطور كنايه زنانرا « پردهنشينان » خطاب ميكنند ، اين دو كلمه مىرساند كه زنان بايد هميشه از مردان كنارهگيرى كنند و در خانه و خارج مستور و در حجاب باشند .
مسافرين در موقع گردش در شهرها بهياكل عجيبى برميخورند يعنى زنان گدائى را مىبينند كه در زواياى كوچهها نشسته و دست تكدى بسوى عابرين دراز كردهاند ، مخصوصا مشاهدهء روبند آنها كه در اثر تماس با بينى ، چرك و كثيف و سوراخ شده است كراهتآور است .
كفش زنان
در تهران پارهاى از زنان بزرگان و اعيان كفشهاى چرمى كوچك و سياهرنك كه از اروپا بايران آورده ميشوند ميپوشند ولى در ايالات و ساير شهرها بخصوص در اصفهان ، زنان كفشهاى چرمى بىپاشنهاى به پا دارند كه كفاشان محلى ميدوزند و رنك آنها قرمز و زرد و سبز است و نوك آنها هم برگشته است . دو ثلث پاى زنان در اين كفشها فروميرود و يك ثلث آن بيرون است بطوريكه ميتوان گفت زنان با اين كفشهاى ناراحت و زحمتدهنده در راه رفتن اعجاز ميكنند .
آنها در مواقع ضرورى كه ميخواهند زودتر خود را بمقصدى برسانند ناچارند كه كفشها را از پا درآورده با پاى برهنه در جادههاى ناهموار و پر از سنكريزه و خاروخاشاك بدوند .
زنان بزرگان در اندرون كفشهاى بىپاشنهء كوچكى ميپوشند كه رويهء آنها از پارچهء مخمل يا ماهوت است و با دانههاى مرواريد كوچك گلدوزى شده است .
حقوق زنان
قوانين مذهبى براى زنان حقوقى معين كردهاند . زن مالك اشيائى است كه بعنوان جهيز بخانهء شوهر ميآورد و شوهر به هيچ عنوانى نميتواند آنها را تصاحب كند . شوهر نميتواند زنرا بدنام كند و تهمت بىعفتى به او بزند مگر اينكه چهار شاهد عادل بفساد اخلاق او گواهى دهند .