وقتى كه كالسكهء عروس در مقابل خانهء داماد توقف كرد يكى از اقوام محترم داماد جلو آمده دست عروس را ميگيرد تا در پياده شدن به او كمك كرده باشد ، همين كه عروس بآستانهء خانهء داماد قدم گذاشت هياهو زيادتر مىشود و باز حيواناتى را در جلوى پاى او قربانى ميكنند و عروس را با همراهان باطاقى كه براى او زينت و تهيه شده است سوار بختيارى
مىبرند . در همين موقع داماد هم باطاق وارد مىشود و يكى از محترمين خانوادهاش ميآيد و دست عروس را گرفته در دست او ميگذارد و به آنها شادباش ميگويد و از خداوند تندرستى و سعادت براى آنها ميطلبد و از اطاق بيرون ميرود و زنان ديگر هم بدنبال او از اطاق خارج مىشوند و ديگر به غير از عروس و داماد و يكى دو نفر از زنان محرم و خدمتكاران كسى در آن خانه نميماند .
عروس پارچهء زربفت ريشهدارى كه با مرواريد و جواهر زردوزى شده است روى سر انداخته و سروسينهء خود را با جواهر گرانبها و گلهاى مصنوعى آرايش داده است ، داماد در پهلوى عروس مىنشيند و از او تقاضا مىكند كه روى خود را باز كند و جواهرى هم بعنوان رونما به او ميدهد .
يكى از مراسم معمول هم بازرسى عروس است كه بتوسط پيرزنان انجام ميگيرد .
ديگر از مراسم اين است كه داماد و عروس بايد پولى در زير تشك خود بگذارند تا در بامداد روز بعد خدمتكاران در موقع جمع كردن بستر آن را بردارند .
روز بعد از عروسى طرف صبح كسانى كه در عروسى دعوت داشتهاند براى شادباش
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٢٦٤