سر داماد و عروس ميريزند ، در اين موقع هياهوئى برپا مىشود و زنان براى ربودن مسكوكات جنبوجوشى ميكنند و با هم گلاويز ميشوند .
پس از انجام اين عمليات داماد به عمارت بيرونى ميرود و در مجلس مردان مىنشيند و همه به او شادباش ميگويند ، ورود او به بيرونى علامت آغاز شادمانى است ، مطربان مردانه در بيرونى و مطربهاى زنانه در اندرون مشغول زدن و خواندن و رقص و هنرنمائى ميشوند و موجبات سرور و نشاط حضار را فراهم ميسازند و مدعوين هم بظروف شيرينى حملهور شده تا اندازهاى كه بتوانند از آنها ميخورند و بعد هم چاى و شربت ميآشامند و قليان مىكشند و پس از صرف شام بمنازل خود ميروند و در انتظار عروسى روزشمارى ميكنند .
پس از آنكه اين تشريفات رسمى برگزار شد داماد كه هنوز كاملا بديدن صورت عروس موفق نشده است هدايائى براى او ميفرستد و نامههاى محبتآميزى به او مينويسد ولى عروس مجبور بپاسخ دادن نيست و اگر هم پاسخى بدهد خيلى مختصر است و با مشورت مادر و خواهر يا يكى از محارم محترم خود پاسخى ميدهد .
تشريفات عروسى
پس از مدتى مقدمات عروسى فراهم مىشود و شبى را كه عروس بايد بخانهء داماد برود معين ميكنند و از چند روز قبل از آنشب مجالس جشن و سرور برپا مىشود و مطربان هم اسباب سرگرمى مدعوين را فراهم ميكنند . اين جشنها معمولا مدت يكهفته دوام دارند .
همين كه روز عروسى رسيد داماد بهمراهى بهترين دوستان خود بحمام ميرود و خود را تميز مىكند و سروصورت را ميتراشد و با همراهان شربت و شيرينى صرف مىكند ، در حمام هم مطربان بايد بنواختن ساز و خواندن آواز بپردازند .
داماد پس از استحمام از گرمابه بيرون ميآيد تا لباس بپوشد . در اينوقت فرستادهاى از طرف عروس در آنجا حاضر است و بقچهء لباس تازهاى را به او تقديم مىكند كه همهچيز حتى كفش و كلاه نو هم در آن ديده مىشود ، عروس علاوه بر يكدست لباس كامل نو يك انگشترى با كيسهء كوچكى كه داراى خاك تربت است براى او ميفرستد