تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بدهد ابتدا طرف ديگر بايد بگويد مرا ياد است و بعد آن چيز را از دست او بگيرد ولى اگر طرف در فكر نباشد و غفلتا آنچيز را بگيرد ، طرف دهنده ميگويد مرا ياد است و تو را فراموش و بازى را ميبرد ، بردوباخت اين بازى هم گاهى بطور دلخواه قطعات عاج نقاشى شده كار قرن 19 كه بجاى ورق‌بازى ايرانيان به كار ميرود . معين مىشود و برنده هرچه بخواهد از طرف مطالبه مىكند . راجع به اين بازى داستانها و افسانه‌هائى در ميان قبايل هست كه ما محض نمونه به شرح يكى از آنها ميپردازيم . « گويند در سال 227 هجرى ( 1142 ميلادى ) در يكى از واحات نجد جوان 25 ساله‌اى موسوم به فارس كه از افراد يكى از قبايل مهم عرب بود با دوشيزهء زيباروئى ازدواج كرد و زندگانى بسيار خوشى داشت ، اين جوان بسيار نيرومند و دلير و در سوارى و تيراندازى و شمشيرزنى بىنظير بود ، گاهى براى فروختن عباها يا فرش‌هائى
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 204 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى