حركت ميكنند و همچنين در مواقع مخصوصى هم به زيارت كربلا و مشهد ميروند . در موقع بيرون رفتن از شهر آنها را مشايعت ميكنند و تشريفاتى به عمل ميآورند . كاروان داراى راهنمائى است كه او را چاوش ميگويند . چاوش كسى است كه همهساله به زيارت ميرود و راهها را خوب ميشناسد ، در دست او پرچمى است و چون به شهر و دهكده يا مكان مقدسى رسيد اشعار مناسبى را با آواز و با صداى بلند ميخواند . چاوش به كارهاى اقتصادى زوار نيز رسيدگى مىكند و منازل مناسبى براى آنها تهيه مينمايد و از تمام كسانى كه در زير زوارى كه در حياط مسجد نماز جماعت ميخوانند
پرچم او جمع شدهاند مواظبت مىكند و طورى راه ميپيمايد كه كاروان در موقع معينى به منزل برسد و در مقابل اين خدمات از انعامات زوار بهرهمند ميگردد و اشخاص متمول پولى به او ميدهند ، در موقع مراجعت از زيارت نيز از كاروان جلو ميافتد تا خبر ورود زوار را بخانوادههاى آنها برساند ، در اينموقع هم خانوادهها پولى بعنوان مژدگانى به او ميدهند و براى استقبال زوار حركت ميكنند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٨٣