عدهء كمى سرباز وجود دارد و معلوم شد كه افسران براى سود خود شمارههاى زياد روى كاغذ آوردهاند و مبالغى را كه براى لشكركشى از خزانهء دولت گرفتهاند بجيب خود ريختهاند . در ايران هم عينا همين ترتيب ديده مىشود معمولا بايد 100000 پياده و سوار تحت السلاح و حاضر باشند يعنى 80 فوج پيادهنظام كه شمارهء هرفوجى 1000 نفر باشد و شمارهء سوارهنظام هم به 20000 نفر برسد ولى از تمام اين افواج شايد 24 فوج هم در مركز و ايالات احضار نشده باشند و از اين عدهء احضارشده نيز عدهء قليلى در سربازخانهها هستند و بقيه مرخصى گرفته مشغول كسبوكار شدهاند .
از طرفى هم شهرنشينان و زارعين املاك خالصه و پارهاى از ولايات مانند يزد و كاشان از خدمت سربازى معاف هستند بعلاوه از افراد غيرمسلمان هم مانند يهوديان و ارمنيان و زردشتيان سرباز نميگيرند و آنها را شايستهء خدمت سربازى نميدانند و از آنها فقط مبلغى پول ميگيرند .
سرباز سوارهنظام
در قشون ايران شرط سنى ملحوظ نيست و بسا مىشود كه در پهلوى پيرمردان ريشسفيد اطفالى هم در سربازخانهها ديده ميشوند و همچنين ممكن است پارهاى از افراد احضار شده كه نام آنها در روى كاغذ آمده است چندين سال پيش درگذشته باشند .
معين نبودن سن هم براى مداخل حكام ايالات و ولايات وسيلهء خوبى است ، غالبا وقتى كه حاكم جديدى بايالتى وارد شد اعلان مىكند كه بايد فوج جديدى تشكيل شود و سربازان پير مرخص شوند و بجاى آنان جوانان به خدمت سربازى بپردازند . بمحض انتشار چنين اعلانى روستائيان به مقصود پى مىبرند و شخصى را واسطه
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٦١